البتّه اين مستشرق و طرفداران كهنهء او نظر به خدعه و تقلّبى كه در « تشكيك » آنها وجود دارد از نظر شأن و موقعيّت پايينتر و كوچكتر از آن بودند كه بتوانند فضاى عظيمى را توسّط « روش و شيوهاى » كه بنيان نهاده و پيمودند و دلائلى كه اتّهاموار اقامه كردند ، حيازت كنند ، امّا نظر به وسائل و زمينههايى « 1 » كه در اختيار داشته و آنها را در مسير رخنه و نفوذ در مجامع اسلامى مساعدت مىنمود ، امكان يافتند تا « مكر و حيله » خويش را در دانشگاههاى ما رسوخ داده و نيز « عقل جديد » را در جهان اسلام تحت تأثير همان « خدعه و حيله » قرار دهند . . .
. . . آنگاه كه « بذر فتنه » كاشته شده و بالا مىآمد ، در همان روزها كه من دانشجوى دانشگاه بودم . . . در آن هنگام كه به مصيبت و محنت « شعر جاهلى » مبتلا گشتم . . . روزها در پى هم مىآمد و مىرفت . . . و چرخ ايّام روزگار بر من مىگشت . . . تا اينكه به آخرين نحوهء استدلال بر « صحت شعر جاهلى » واقف گرديدم ، آن هم نه تنها از طريق صحت روايت آن ، بلكه از طريق ديگرى كه با مسئلهء « اعجاز قرآن » تناسب بيشترى دارد . . .
من به كنكاشهاى خود پيرامون « شعر جاهلى » همچنان ادامه دادم . . . تا اينكه ذات آن را حامل دلائل ثبوت و صحت خود آن يافتم ، زيرا در ماهيت و درون آن ، قدرت خارق العادّهاى پيرامون « بيان » براى من ، كشف و روشن گرديد . . .
. . . زمانى كه در نظر بگيريم « شعر جاهلى » تنها علم فريد و ممتاز در « ادبيّات عرب » نيست ، بلكه كلّيهء « ادبيّات ملل » قبل از اسلام و بعد ا ز اسلام را نيز دربر مىگيرد . . . و اين « امتياز و تشخّص مطلق » بهويژه فرديت و امتياز در خصائص و ويژگىها كه آن را از همهء اشعار بعد از خويش ، حتّى از اشعار خود عرب ، ممتاز مىسازد . . . و براى من از زيبايىها ، شگفتىها و شكوههاى فراوان و بىحد و حصر آن ، مكاشفاتى دست داد . همين به تنهايى مىتواند برهانى كافى و متقن بر ثبوت و صحت « شعر جاهلى » باشد . . .
همانطور كه « عقل جديد » را مسئلهء « اعجاز قرآن » به خود مشغول داشته ، مرا نيز به خود مشغول داشت ، ولى « شعر جاهلى » و نيز « اصحاب آن » مدّتهاست كه انديشهء مرا
هامش
( 1 ) . در اينجا مراد از وسائل و زمينهها ، عوامل و امكاناتى است كه دستگاه گستردهء استشراق صليبى وابستهء به استعمار جهانى ، در مسير مبارزه با اسلام در كشورهاى اسلامى ، با مساعدت بىدريغ فرمانروايان خائن و زمامداران بهظاهر مسلمان ، در اختيار مسشرقين قرار مىدهد ؟ . . . / مترجم /