رسول الله ( ص ) قلمداد گردد و نه در پى معجزهاى همانند معجزات برادران پيامبر ( ص ) از انبياى الهى ، از آن قبيل معجزاتى كه بشر به مثل آنان به پيامبران پيشين گرويد و ايمان آورد . . .
خداوند در بسيارى از آيات كتاب خويش بيان داشته است كه صِرف و مجرّد « سماع و شنيدن قرآن » خود كافى است تا مخاطبان آن بهدرستى ادراك كنند كه اين كلام ، كلامى است متفاوت و متباين با كلام ايشان و آن را قماش و سنخ كلام بشر نيست ، بلكه كلام « ربّ العالمين » و پروردگار جهانيان است . . .
وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلامَ اللَّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَعْلَمُونَ
« 1 » « و اگر يكى از مردمان مشرك به تو پناهنده گرديد ، پس به وى پناه ده تا كلام خدا را بشنود ، سپس او را به مأمن ( و پناهگاهش ) برسان ، اين به ( اين جهت است ) كه ايشان گروهى هستند كه نمىدانند » .
نتيجه اينكه : قرآن داراى ويژگى اعجاز و دليل محكم و برهان قاطعى است بر صحت و درستى نبوّت ، امّا صحت نبوّت برهانى بر اعجاز قرآن نخواهد بود « 2 » . و خلط و اشتباه ميان دو حقيقت و اهمال تميز و جدايى ميان آن دو در مرحلهء تطبيق و نظر ، و در مسير تحقيق پيرامون « اعجاز قرآن » . . . به اشتباهات شديد و خطرناكى در پژوهشها و تحقيقات محقّقان قديم و جديد ، منجر شده است . بلكه همين خلط مبحث و عدم توجّه به تفاوت ميان اين دو حقيقت است كه ( در ترتيب بحثهاى پژوهشگران اين باب ) علم « اعجاز قرآن » و نيز علم « بلاغت » از غايت و هدفى كه مىبايست اعجاز قرآن و بلاغت بالاخره به آن منتهى گردند ، تأخير افتاده است « 3 » . و هم اكنون بهجاست تا « اشتباهى » را كه ممكن است پژوهشگر كتاب « پديدهء قرآنى » در آن واقع شود ، نيز زايل و بر طرف سازم .
در « مدخل تحقيق » و در برخى ديگر از فصول كتاب ، مطالبى وجود دارد كه ممكن است اينطور توهّم شود كه از مقاصد آن ، اثبات قوانين و قواعدى است در « علم
هامش
( 1 ) . سورهء توبه آيهء 6
( 2 ) . به اصطلاح منطقى ميان اين دو ، عموم و خصوص مطلق است ، بدين مفهوم كه هر كتاب آسمانى كه داراى خصيصهء اعجاز باشد نشانه و دليل بارز و قاطعى است بر اصالت و صحت ادّعاى پيامبرى كه آن كتاب بر او نازل گرديده است ( مانند قرآن نسبت به خاتم الانبياء ( ص ) ) امّا هر صحت پيامبرى و اصالت نبوّتى دليل بر آن نيست كه كتاب فرو فرستاده شدهء بر آن پيامبر اصيل و نبىّ صادق ، معجزه باشد ( مانند حضرت موسى ( ع ) نسبت به تورات و حضرت عيسى ( ع ) نسبت به انجيل و حضرت ابراهيم ( ع ) نسبت به زبور ) و نيز صحت نبوّت حضرت محمّد ( ص ) برهانى بر معجزهء بودن قرآن نخواهد بود . . . / مترجم /
( 3 ) . يعنى نخست هدف و غايت مورد بررسى قرار گرفته است و سپس مقدّمات آن ؟ / مترجم /