سازگار باشد ، بر اين سازگارى قرآن با علوم جديد پرتو بيشترى مىافكند .
آنگاه كه علم در اروپا حتّى در عهد « كوپرنيك « 1 » » و « فابيوناچى « 2 » » بر انديشههاى بطلميوسى بسنده كرده بود ! ، قرآن را مىبينيم كه به صراحت در هشت قرن قبل از ايشان به توصيف حركت كرهء زمين مىپردازد و مىگويد :
« ومىبينى كوهها را ، پندارى كه آنها ثابت و جامدند و حال آنكه سير مىكنند مانند سير كردن ابرها « 3 » » .
اين تعبير از حركت كرهء زمين ، فى نفسه ، اساسى و داراى اهميّت است و افزون بر اين مفهوم ، ملازم ديگرى با آن را القا مىكند كه عبارت از همان مفهوم « محور حركت » و در نتيجه « مفهوم قطبين » است ، « قطبينى » كه واژهء « اطراف » آن را مشخّص ساخت و در انديشهء « دحو قطبين » ، به آنها اشاره گرديد .
پرسش ديگر اين است كه اين سيّارهاى كه قرآن طىّ دو اشارهء روشن از شكل ، فشردگى و حركتش سخن مىگويد ، از كجا مىآيد ؟ با صرف نظر از اساطير و افسانهها دراينباره ، چنين به نظر مىرسد كه قبل از « لاپلاس « 4 » » با اين پرسش برخورد نشده است ، امّا از دورهء لاپلاس زمين به عنوان شرارهاى خاموش كه از خورشيد جدا گشته تلقّى شده است . لكن قرآن بدون آنكه بخواهد از تفسيرى علمى در اين زمينه مدد جويد ، جهت راهنمايى ، علايمى در راه كشف اين مسأله قرار مىدهد :
« نه خورشيد را راست كه به ماه رسد و نه شب است پيشى گيرنده بر روز و هر يك در فلكى شناورند « 5 » » .
مىتوان گفت كه مطلب فوق امرى تصادفى بوده كه نقطهء آغازين زمان را مشخّص مىكند . با اين وجود مانعى براى تفسير طبيعى آيه يافت نمىشود مضافاً آنكه
هامش
( 1 ) . نيكلا كوپرنيكCopernicستاره شناس لهستانى ( 1473 - 1543 م ) وى در زمينههاى علوم پزشكى ، نجوم و رياضيّات تحصيل كرد . در سنّ هفتاد سالگى كتاب بزرگ خود را به نام « دربارهء اجسام آسمانى » منتشر ساخت . اين كتاب كه عقايد هيئت بطلميوسى را رد مىكرد ، تحوّلاتى عظيمى در جهان پديد آورد . او را پدر نجوم لقب دادهاند . زيرا نخستين بار او به گردش زمين و چگونگى آن پىبرد . / مترجم /
( 2 )Fabionacci( 3 ) . سورهء نمل آيهء 88 : . . .وَ تَرَى الْجِبالَ تَحْسَبُها جامِدَةً وَ هِيَ تَمُرُّ مَرَّ السَّحابِ .( 4 ) . پترسيمون ماركى ، رياضيدان ، فيزيكدان و منجّم فرانسوى ( 1749 - 1827 م ) بيشتر شهرت وى به سبب فرضيهء آفرينش و تشكيل جهان و منظومهء خورشيدى است . وى دربارهء تشكيل زمين عقيده داشت كرهء زمين ميليونها سال پيش از كرهء مذاب خورشيد جدا شده و در فضاى بىپايان به دور آن به حركت درآمده و به مرور زمان رويهء آن سخت و سرد شده و پستى و بلندى در آن بوجود آمده است . . . چون دور زمين را بخار گرفته بوده ، بارانهاى شديد باريد و گودىهاى آن را پُر كرده و درياها را پديد آورده است . فرضيهء پيدايش منظومهء خورشيدى به « فرضيهء لاپلاس » معروف است . / مترجم /
( 5 ) . سورهء يس آيهء 40 :لَا الشَّمْسُ يَنْبَغِي لَها أَنْ تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَ لَا اللَّيْلُ سابِقُ النَّهارِ وَ كُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُونَ.