نتايجى همگون و بلكه به طرف نتيجهاى واحد سوق مىدهد .
اگر ما ساختار فنّى شما را در نگارش ، و شيوهء چشمگيرتان را در ارائهء مطالب به يك سو نهيم ، بهخوبى در مىيابيم كه روش ما در اين گونه پژوهشها به صورتى آشكار با هم شباهت دارد .
مسألهء اصلى ، بحث از سرچشمهء حقيقى قرآن است . ما مىخواهيم بدانيم آيا اين كتاب ( قرآن ) از دانش يا ادارك آورندهء آن يا بهطور اعم از دانش بشرى جوشيده است ؟ يا برعكس ، كه در اين باره عامل انكارناپذيرى وجود دارد كه باور ما را به سرچشمهء آسمانى و الهى اين كتاب استوار مىسازد . اين همان نكتهاى بود كه شما تلاش كرده بوديد با پىريزى بنيانهاى لايتغيّر و عقلى ، آن را حل كنيد و به وسيلهء آنها اين اعتقاد را ثابت كنيد كه :
« قرآن سرچشمهاى الهى دارد » . . .
هنگامى كه مفسّران سنّتى ، براى اثبات همين امر ، به گونهاى ويژه بر بُعد ادبى اين كتاب تأكيد مىكنند ، مشاهده مىكنيم كه چنين موضعى همواره دلايل خود را در مشخّص ترين وجههء قرآن پيدا مىكند . بُعد ادبى قرآن ، نشانهاى است كه ساختار قرآنى را در زيبايى بىهمتا و شكوهى بى مانند ، از ساير ابعاد متمايز مىكند ، و به همين جهت اعتراف سريع به ناتوانى از آوردن چنين كتابى از همان آغاز ، نزديكترين و سادهترين راه براى ساير زبان آوران و بلغاء بوده است .
البتّه اين نيز درست است كه اين مفسّران ، وقتى در محتواى قرآن تأمّل مىكردند ، گستردگى مطالب و عمق معرفتى را كه اين كتاب براى انسانيّت به ارمغان آورده بود ، دليلى بر بيرون بودن اين كتاب از طاقت بشرى قلمداد مىكردند . و تعارض ميان توجيه برخى ازآيات ، مانند آيهء
« وَ إِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَ اتَّقِ اللَّهَ وَ تُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ وَ تَخْشَى النَّاسَ وَ اللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشاهُ
« 1 » . . . » و احساسات شخصى پيامبر ( ص ) ، در نزد اين مفسّران
هامش
( 1 ) . سورهء احزاب آيهء 37 : و آنگاه تو با آنكس كه خدايش نعمت ( اسلام ) بخشيد و تواش نعمت ( آزادى ) - زيد بن حارثه - ( بر اساس اندرز ) گفتى : زنى را نگهدار كه همسر توست و از خدا بترس ( و او را طلاق مده ) و آنچه در دل پنهان مىداشتى خدا آشكار ساخت و تو از ( مخالفت و سرزنش ) خلق ترسيدى و سزاوارتر اين بود كه از خدا بترسى .