عميق ، سازنده و روشنگر و نمايندهء ارزشها و اصالتهاى بىپيرايه و اصيل اسلامى متّكى بر « كتاب و سنّت » آن هم با بيان و نثر و شيوهاى كه نسل جوان و تحصيلكردهء امروز را مفيد افتد تا چه حد در پيشگيرى و مداواى اين سرطان عقيدتى و اجتماعى و سياسى مىتواند اثر داشته باشد . . . ، و از همين رو پس از پيروزى انقلاب و برپايى جمهورى اسلامى و آن همه رويدادهاى فجيع و شنيع نشأت گرفته از اين رخداد ، در رابطهء با همان احساس و درك ، اعتقادى راسخ و خلل ناپذير نسبت به همان مقولههاى ذكر شده نسبت به پيشگيرى و يا گسترش افكار التقاطى ، اين احساس رنجآلود و دردمندانهء خويش را به عنوان يك مسلمانِ نگران سرنوشت انقلاب ، نمىتوانم كتمان كنم كه پس از پيروزى انقلاب اسلامى به هر دليل موجّه و يا غير موجّه ! آنطور كه بايد و شايد متأسّفانه روى ايدئولوژى و فرهنگ اسلامى آنطور كه متناسب و درخور و شأن حركت و سرعت انقلاب باشد كار نشد ؟ ! و ما بعد از 22 بهمن سال 57 تا بهحال كمتر ديدگانمان به روى آثار و انطباعاتى در اين مسير و داراى ويژگىهاى ياد شده ، گشوده گرديد ؟ ! و اين بهراستى خسرانى است كه هر چه سريعتر بايد به جبران آن پرداخت و مىبايست نويسندگان و محقّقان متعهّد و دردمند اسلامى كه بهحق مسؤوليّت سازندگى يك « جامعهء اسلامى » را بهعهده دارند ، در شكلى سيستماتيك بدين امر مهم و حياتى دست يازند و براى اين وارثان انبياء و نگاهبانان « نوالقلم و مايسطرون » و مناديان آزادى و پاسدارى كرامتهاى انسانى در طول تاريخ ، شرايط و امكانات آزاد و باز فراهم گشته تا قدرت يابند بدون هرگونه ملاحظه و رادع و مانع بينديشند ، كنكاش و كاوش كنند ، خلق و ابداع نمايند و رسالت حسّاس و سرنوشتساز و پيامبرگونهء خويش را در اين مقطع خطير از زمان عينيّت بخشند . . .
تساهل و تسامح در اين « مهمّ حياتى » را خدا و تاريخ ، نسل مظلوم و انسان مستضعف در پهنهء گستردهء زمان و مكان ، بر ما نخواهند بخشيد ؟ ! . . . و همين ! . . .
الظاهرة القرآنية ( پديده قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 20
مساهمون: كرمانى
ص٢٠