تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الظاهرة القرآنية ( پديده قرآنى ) ( فارسى ) — صفحة 192

مساهمون:

ص١٩٢
همراه با هيجان و اضطراب ، حالت فوق‌العادّه‌اى كه هماره و در همهء تاريخ پيش از حوادث بزرگ و رويدادهاى مهمّ ( مانند جنگ ) روى مىدهد . . . مردم مكّه در انتظار « پيامبرى موعود » از نسل اسماعيل بسر مىبردند . . . و در اين ميان « خديجه » علاوه بر اين انتظار ، در هيجان و حسرت مرموز ازدواج با « نبى منتظر » بود و او را در شخص محمّد ( ص ) متبلور مىيافت . در جوان قريش و امين مكّه كه همهء مشاعر و احساسات او را بسوى خود جذب نموده بود « 1 » . . . امّا محمّد ( ص ) به هنگام رد پيشنهاد خديجه ، كوچكترين صراحتى براين‌كه او « پيامبر موعود » است نداشت . در چنين موقعيّت حسّاس ، زمينه‌هاى خطير ، و شرايط روانى ويژه‌اى بود كه ازدواج محمّد ( ص ) با خديجه پاگرفت و پايان يافت « 2 » و براى ما يك گواهى مهم از ذات
هامش
( 1 ) . چگونگى و مقدّمات ازدواج حضرت محمّد ( ص ) با خديجه بنت خويلد ، بنابر نقل « سيره ابن هشام » و « تاريخ طبرى » بدينگونه است : خديجه از راستى و درستى و امانتدارى و حسن خلق محمد ( ص ) آگاهى يافت و بدين جهت مايل بود كه وى را با سرمايه‌اى گران جهت تجارت به شام بفرستد . خواست خويش را براى محمّد ( ص ) پيام فرستاد و او نيز پيشنهاد خديجه را پذيرفت و به همراه « ميسره » غلام مخصوص خديجه راهى شام شد . . . در مسير راه در نزديكى صومعه‌اى متعلّق به راهبى بنام « نسطورا » منزل گزيدند و محمّد ( ص ) در سايهء درختى در كنار صومعه استراحت نمود . . . در اين هنگام راهب به ميسره نزديك شد و به او گفت : اين مرد كه زير آن درخت خوابيده است كيست ؟ ميسره پاسخ داد مردى است از مردان قريش و از اهالى حرم . . . راهب گفت : زير اين درخت نزول نكرده است مگر پيامبر . بهرحال محمّد ( ص ) مسئوليّت بازرگانى خويش را درشام به خوبى بپايان رساند و با كالاهاى تجارتى به مكّه بازگشت و خديجه را از ماجراى سود آور تجارى خويش با خبر ساخت . . . ضمناً « ميسره » آنچه را در اين سفر از خوارق عادات و از جمله از جريان راهب نصرانى مشاهده كرده بود ، به آگاهى خديجه رسانيد . . . و در اين هنگام خديجه به نزد محمّد ( ص ) آمد و خطاب به او چنين گفت : من به جهت شرف و امانت و حسن خلق و راستگويى تو ، نسبت به تو راغبم . . . و سپس بطور صريح به او پيشنهاد ازدواج كرد . . . و خديجه در آن موقع از شريف‌ترين و بزرگوارترين و عفيف‌ترين و در عين حال ثروتمندترين زنان قريش بود . . . محمّد ( ص ) پيشنهاد خديجه را با عموهاى خويش در ميان گذارد و با ايشان به مشاوره پرداخت تا اينكه مورد تصويب قرار گرفت . پس از چند روز محمّد ( ص ) به اتّفاق عموى خود حمزهء بن عبدالمطلّب در منزل « خويلد بن اسد » پدر خديجه ، در نشستى كه به منظور اين ازدواج مبارك تشكيل شده بود ، شركت جست . . . ( رجوع شود به « سيره ابن هشام » / ج 1 / صفحهء 198 ) امّا بنابر دلائل و قرائن متقن تاريخى « خويلدبن اسد » قبل از جنگ فجار در گذشته بود و بر طبق اظهار نظر برخى از مورّخان مانند محمّد بن سعد واقدى : عموى خديجه « عمروبن اسد » و يا بر طبق اظهار نظر بعضى ديگر برادر خديجه « عمروبن خويلد » ، خديجه را به عقد نكاح محمّد ( ص ) درآورد ( ر . ك به « الطبقات الكبرى » / ج 1 / صفحهء 85 - شرح المواهب و الروض - به نقل پاورقى 3 صفحهء 201 سيرهء ابن هشام جلد اوّل ) / مترجم / ( 2 ) . در اين هنگام محمّد 25 9 سال و خديجه 40 سال داشت و 15 سال قبل از عامّ الفيل متولّد شده بود ( ر . ك به تاريخ طبرى ج 2 صفحهء 196 - و طبقات ابن سعد / ج 1 / صفحهء 84 ) / مترجم /