1 - دوران كودكى
در ميان تمامى اقوام و ملّتهاى جهان ، گفتار و روايات مقّدس ، تقليدگونه و مشتركى وجود دارد كه مجموعهء آنها هالهاى از اساطير و افسانهها را برگاهواره و گور مردان بزرگ ، زده است .
روايات اسلامى نيز خيمهاى از خوارق عادات و معجزات كه بيانگر آيندهء شگفت آور ، ممتاز و منحصر به فرد پيامبر گرامى اسلام ( ص ) مى باشد ، بر سر زندگى خانوادگى ، ميلاد و ايّام كودكى آن حضرت ، برپا ساخته است كه تحقيق و بررسى پيرامون صحت تاريخى روايات مزبور چندان ضرور به نظر نمىرسد ، زيرا موضوع پژوهش ما بهطور مستقيم با اين منقولات در ارتباط نيست .
آرى ، ما بيشتر اهتمام خويش را صرف تفصيلات و دقايقى مىنماييم كه مرحله به مرحله از صفات ويژه و خصلتهاى ممتاز اين « كودك » پرده بر مىدارد و شخصيّت يگانه و خاص او را آشكار مىسازد .
شخصيّت شگفت و ويژگيهاى متعالى و منحصرى كه براى دايهء مهربان او ، « حليمه « 1 » » در آن واحد هم
هامش
( 1 ) . حليمه سعديه دختر « ابودويب » از قبيلهء سعد بن بكربن هزان بوده است . . .
حليمه از قبيلهء بنى سعد بود كه دايگان اين قبيله مشهور بودند ، آنها در مواقع مشخًصى رهسپار مكّه مىشدند و هر كدام نوزادى گرفته و همراه خود مىبردند .
4 ماه از ميلاد مسعود محمّد ( ص ) پيامبر آينده گذشته بود كه دايگان قبيلهء بنى سعد به مكّه آمدند و در آن سال قحط سالى كشندهاى مردم مكّه و اطراف مكّه را فرا گرفته بود و صحرانشينان بيش از هميشه به كمك اشراف نيازمند بودند . در تواريخ آمده است علّت آنكه محمّد ( ص ) را در ميان آن همه دايه ، تنها به « حليمه » سپردند اين بود كه :
نوزاد قريش پستان هيچ يك از زنان شيرده را نگرفت تا اينكه سرانجام پستان حليمه سعديه را مكيد و در اين لحظه وجد و سرور خاندان عبدالمطلّب را فرا گرفت ( بحارالانوار / ج 15 / صفحهء 442 - فروغ ابديّت / ج 1 / ص 160 ) .
عبدالمطلّب رو به حليمه كرد و گفت از كدام قبيلهاى ؟ حليمه پاسخ داد : از قبيلهء بنىسعد . گفت اسمت چيست ؟
جواب داد حليمه . عبدالمطلّلب از اسم و قبيلهء او مسرور گشت و گفت : « بخبخ سعد و حلم . خصلتان فيهما خير الدهر و غزّ الابد يا حليمه » - آفرين آفرين دو خوى پسنديده و دو خصلت شايسته ، سعادت و خوشبختى . حلم و بردبارى ( سيرهء حلبى / ج 1 / صفحهء 106 ) . / مترجم /