فصل هشتم : اين كه آدمى اجر را از خدا بخواهد
و از ديگران روىگردان باشد به چه معناست ؟
چه بسا كسى گمان كند كه اگر ما اجر و پاداش اخروى را هدف و غرض عمومى حيات اجتماعى انسان قرار دهيم ، باعث مىشود كه اغراض ديگر زندگى دنيايى كه ساختمان طبيعى انسان مقتضى آن است از بين برود ، و اگر اين اغراض از بين برود ، نظام اجتماعى تباه مىگردد و تا سرحد « رهبانيت » انحطاط مىيابد .
چگونه ممكن است كسى فقط به يكى از هدفها و مقاصد انسانى توجه كند و در عين حال اهداف و مقاصد ديگر را هم حفظ كند ؟ آيا اين امر چيزى جز تناقض است ؟
اما چنين توهمى ناشى از جهل به حكمت الهى و عدم اطلاع از اسرارى است كه معارف قرآنى از آنها پرده برداشته است ، زيرا - همانگونه كه بارها در مباحث گذشته آوردهايم « 1 » - اسلام تشريع خود را بر اساس تكوين و سازمان آفرينش قرار داده است :
روى خود را به طرف دين ، استوار دار و از ديگران روى گردان باش ؛ اين همان فطرتى است كه خدا مردم را برآن سرشته است . در آفرينش خدا هيچ دگرگونى راه نيابد . اين است دين استوار . « 2 »
هامش
( 1 ) . مراد استاد ، مباحثى است كه در تفسير شريف الميزان آوردهاند
( 2 ) .« فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ »روم ، آيهء 30