تخطي إلى المحتوى الرئيسي

روابط اجتماعى در اسلام ( فارسى ) — صفحة 133

مساهمون:

ص١٣٣
كه اين حالات از ويژگىهاى مزاجى اشخاص سرچشمه مىگيرد . « 1 » درمان اين مشكل ، عمومى ساختن تبليغات و مدارا كردن در دعوت و تربيت است كه هر دوى اينها از خصوصيات روش تبليغى اسلام است : بگو اين راه من است كه به سوى خدا دعوت مىكنم ، من و پيروانم داراى بصيرت هستيم . « 2 » پيداست كسى كه به مطلبى بصيرت داشته باشد مىداند آن مطلب تا چه اندازه در دل‌ها مؤثر است و مىداند كه با توجه به اختلاف سطح تفكر مخاطبان و كسانى كه مسائل را دريافت مىكنند ، تأثير مطالب ، صورت‌هاى مختلف خواهد داشت ، لذا در اختيار هر فردى آن اندازه از معارف و علوم قرار مىدهد كه آن شخص آمادهء گوش دادن و فراگيرى باشد . رسول خدا صلى الله عليه و آله طبق نقل سنى و شيعه فرمود : « ما پيامبران با مردم به اندازهء عقل‌هاشان حرف مىزنيم » . « 3 »
هامش
( 1 ) . به طورىكه ملاحظه مىشود ، استاد عامل « جربزه » يا كودنى را كه از خصوصيات مزاجى افراد است ، از عوامل خارجى شمرده‌اند كه به نظر مىرسد عامل مستقلى باشد ( 2 ) .« قُلْ هذِهِ سَبِيلِي أَدْعُوا إِلَى اللَّهِ عَلى بَصِيرَةٍ أَنَا وَ مَنِ اتَّبَعَنِي »يوسف ، آيهء 108 ( 3 ) . به نظر مىرسد ما مسلمان‌ها به خصوص ما ايرانيان مسلمان پس از پيروزى انقلاب اسلامى از اين اصل مهم در دعوت دينى غفلت كرده‌ايم و با عجله و شتاب بر خلاف سنت انبيا و سيرهء نبوى و بدون توجه و به كار بستن اصول روان‌شناسى و جامعه‌شناسى ، هم در قلمرو نظرى و هم در عرصهء عملى ، بر مردم خودمان و بر مردم جهان ، بيش از اندازه وُسع و طاقتشان ، معارف و احكام الهى را عرضه داشته‌ايم . استاد علامه مىفرمايد ممكن است عواملى خارج از اراده انسان در فهم و درك متفاوت او از معارف و احكام دينى مؤثر باشد ، يا كسى در درك و فهم قاصر باشد و علاج اين مشكل اين است كه تبليغات دينى را عمومى كنيم و در نشر دعوت و تربيت مردم ، مدارا داشته باشيم ؛ يعنى همان تسامح و تساهل كه خصلتِ « شريعت سهلهء سمحه » نبوى است . ديگر آن‌كه بايد اختلاف سطح تفكر مردم را در نظر داشت و لذا به قول استاد - بايد در اختيار هر فردى « آن اندازه از معارف و علوم » قرار داد كه شخص آمادگى فراگيرى داشته باشد ، كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : ما پيامبران دستور داريم كه با مردم به اندازهء عقلشان سخن بگوييم . مشكل ما اين است كه مىخواهيم معارف و احكام اسلامى را دربست و يك‌جا و بدون مراعات حالات متفاوت مردم و زمان و مكان و اصل « تدريج » كه در سنت نبوى صلى الله عليه و آله بوده و عقل و حكمت و روان‌شناسى و جامعه‌شناسى مؤيد آن است ، به مرحلهء اجرا درآوريم و اين روش كه بر خلاف سنت نبوى صلى الله عليه و آله است ، از اسلام و معارف و احكام اسلام ، چهره‌اى ناآشنا ، عبوس و انعطاف‌ناپذير ساخته است