امر به معروف و نهى از منكر از ظهور عواملى كه مانع رسوخ اعتقادات حق در نفوس جامعه است ، جلوگيرى مىكند :
وقتى كه ديدى عدهاى [ به ناحق ] در آيات ما غور مىكنند ، از آنها روى بگردان ، تا در گفتار ديگرى فرو روند و اگر احياناً شيطان تو را به فراموشى افكند ، پس از آن كه متذكر شدى با مردم ستمكار منشين ؛
و بر آنان كه تقوا پيشه مىكنند ، چيزى از حساب آنان نيست ، ولى اين ، يادآورى براى آن است كه آنان متذكر شوند ؛
آنها كه دين خود را به بازى و شوخى گرفتهاند و زندگى دنيا آنان را مغرور ساخته است ، به حال خود واگذار و آنان را به وسيلهء قرآن متذكر ساز ، مبادا كسى به واسطهء كار ناشايستهء خود در معرض هلاكت افتد . . . . « 1 »
اين آيات ، از شركت مسلمانان در گفتوگوهايى كه - ولو تلويحاً و لزوماً - بهصورت شبهه يا اعتراض يا استهزا در معارف دينى و حقايق الهى غور كند ، نهى كرده و متذكر شده است كه چنين كارى از آنجا ناشى مىشود كه آدمى در معارف دينى خود جدى نيست و اين حقايق را بهصورت شوخى و لهو و لعب درمىآورد .
و باز يادآور شده كه منشأ چنين حالتى فريفته شدن به زندگى دنياست و درمان آن ، تربيت درست و يادآورى خداست .
3 . جهت ديگرى كه ممكن است موجب اختلاف در درك و فهم گردد ، عوامل خارجى است ، مثل اينكه محل زندگى انسان از مركز آموزشهاى دينى دور باشد و معارف دينى - جز به صورت كم و تحريف شده - به او نرسد و يا فهم شخص از درك درست معارف دينى قاصر باشد ؛ مثلًا حالت « جربزه » يا كودنى داشته باشد . مىدانيم
هامش
( 1 ) .« وَ إِذا رَأَيْتَ الَّذِينَ يَخُوضُونَ فِي آياتِنا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّى يَخُوضُوا فِي حَدِيثٍ غَيْرِهِ وَ إِمَّا يُنْسِيَنَّكَ الشَّيْطانُ فَلا تَقْعُدْ بَعْدَ الذِّكْرى مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ * وَ ما عَلَى الَّذِينَ يَتَّقُونَ مِنْ حِسابِهِمْ مِنْ شَيْءٍ وَ لكِنْ ذِكْرى لَعَلَّهُمْ يَتَّقُونَ * وَ ذَرِ الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَهُمْ لَعِباً وَ لَهْواً وَ غَرَّتْهُمُ الْحَياةُ الدُّنْيا وَ ذَكِّرْ بِهِ أَنْ تُبْسَلَ نَفْسٌ بِما كَسَبَتْ »انعام ، آيهء 70