مقتضاى جود عام ورحمت تام ، خير وسعادت بر همه أفاضت كند ، پس بايد كه صاحب فتوّت همه را به نظر محبت اخوان وأقارب خويش بيند واتّصال وپيوند اصلى با ايشان درست داند وبه مقتضاى اخوّت حقيقي وشفقت غريزي ، نفع وراحت همه را ايثار كند تا ظاهر مطابق باطن بود ومبدأ موافق منتهى وصورت مناسب معنى .
وچنانچه صاحب ولايت از مرتبهء كمال خود تا به درجهء ناقصان آيد تا خلق را از ضلال برهاند وبكمالى رساند ، صاحب فتوّت در اكرام أضياف وخدمت أصحاب نفس خود را خوار گرداند وزحمت ومشقت تحمّل نمايد تا راحت وآسايش بديشان رساند وهنگام فاقه از ضروري خويش ايشان را ايثار كند وحاجت خود پنهان گرداند وبر فقدان مصابرت نمايد وايشان را بر آن اطلاع ندهد تا منغّص نشود ، وإلّا به لاف منسوب گردد واز فتوّت دور افتد .
آوردهاند كه شخصي در روزگار قحط وتنگى نزد رسول آمد - عليه أفضل الصّلاة - ، كس به حجرهها فرستاد وپرسيد كه : نزد شما هيچ طعام هست ؟
همه گفتند : بحقّ خداى كه ترا به رسالت به خلق فرستاد كه نزد ما جز آب نيست ! .
رسول - عليه السّلام - أصحاب را گفت : كيست كه امشب أو را مهمان كند كه رحمت خداى برو باد . ؟
مردى از أنصار گفت : من أو را مهمان كنم يا رسول اللّه . وأو را به خانه آورد وزن را گفت اين مهمان رسولست أو را گرامى دار وهيچ چيز ازو ذخيرة مگذار . زن گفت پيش ما جز قوت كودكان نيست .
گفت : برخيز وكودكان را بتعلّل وبهانه از قوت خويش مشغول گردان تا در خواب روند وچيزى نخورند ، بعد از آن چراغ برافروز وآنچه هست پيش مهمان آور . چون به خوردن مشغول شود ، برخيز كه اصلاح چراغ مىكنم ، وچراغ را در اصلاح كردن بكش . وبيا تا زبان را مىخاييم ودهان را مىجنبانيم چنان كه أو پندارد كه ما مىخوريم تا سير گردد . زن برخاست وطفلان را ببهانه در خواب كرد وفرمان شوهر بجاى آورد . ومهمان گمان چنان برد كه ايشان با أو مىخورند تا سير بخورد وايشان گرسنه خفتند . بامداد چون
مجموعه رسائل ومصنفات كاشانى — صفحة 518
مساهمون: عبد الرزاق الكاشاني ( القاشاني )
ص٥١٨