جهان كل است ودر هر طرفة العين * عدم گردد ولا يبقى زمانين
دگر باره شود پيدا جهانى * بهر لحظه زمين وآسمانى
بهر ساعت جوان وكهنه پيرست * بهر دم اندر وحشر ونشير است
درو چيزى دو ساعت مىنيايد * در ان لحظه كه ميميرد بزايد
وليكن طامة الكبرى نه اينست * كه اين يوم العمل وان يوم دين است
قال بعض أهل المعرفة از نفاذ فرمان قهرمان وحدت حقيقيست كه در محل ظهور آثار اسم بزرگوار « الظاهر » ، هيچ چيز را بهرهء از ثبات وقرار نيست ، أصلا حتى زمان متعارف موهوم الاتصال كه معنى بقابى ملاحظهء آن تصور نميتوان كرد ، واز دقايق الطاف الهى آنكه در أكمل كتب كه بأفضل رسل فرستاده ، بجهت هدايت وراهنمائى خلايق از مخلوقات بكلمات ادا فرموده ، وحال آنكه كلمات را در نسخهء جامعهء انساني مطابق
وَفِي أَنْفُسِكُمْ أَ فَلا تُبْصِرُونَ
عدم ثبات واستقرار چنان ظاهر است كه واهمه را مكنت دغدغه وتشكيك نيست ، تا از اطلاع بر آن تطابق وانديشه در ان حال طالب صادق در يابد
مالك ملك بقاجز واحد قهار نيست * قهرش آن كز غير در وادى أو ديار نيست
اوست كز نور ظهورش مينمايد اين وآن * وآنچه مىپنداريش عالم بجز پندار نيست
آنكه هست وبود باشد بر ترا ز ادراك ماست * وآنكه هستش ميشمارى بينش ابصار نيست