در نتيجه : مقتضى دارد لكن مانع جلو آن را گرفته است .
* وجه اشتراك و افتراق مبناى اشاعره و معتزله در بحث مذكور چه مىباشد ؟
1 - وجه اشتراكشان اين است كه :
هر دو گروه قبول دارند كه ، آنچه در حق عالمين به حكم واقعى فعليّت مىيابد همان واقع است و آنچه در حق جاهل به حكم فعليّت مىيابد عمل به مؤدّاى اماره است .
2 - وجه افتراقشان اين است كه :
اشاعره معتقدند كه : ماوراء مؤدّاى اماره حكمى در حق جاهل وجود ندارد نه شأنا و نه فعلا ، بلكه با قيام اماره مصلحت پيدا شده و با حدوث مصلحت حكم شرعى حادث مىشود .
لكن معتزله مىگويد كه :
ماوراء مدلول اماره در مرحلهء اقتضاء و شأنيت ، احكام الهى در حق عالم و جاهل مشترك است .
لكن : اگر اماره موافق با حكم واقعى بود فى المثل : حكم واقعى حرمت جمعه و مدلول اماره نيز حرمت جمعه بود و يا اينكه ، حكم واقعى و مدلول اماره هر دو وجوب جمعه بود ، همان حكم واقعى به درجهء فعليت مىرسد و مصلحت يا مفسدهء ملزمه پيدا مىكند .
و اگر اماره مخالف با حكم واقعى بود فى المثل : حكم واقعى حرمت ، ولى اماره وجوب فعل ( و يا بالعكس ) حكم واقعى در مرحلهء اقتضا باقىمانده و مدلول اماره به عنوان حكم واقعى فعلى در حق مكلّف جعل مىشود .
نكته : بر مبناى اشاعره نيز اگر امارهاى كه نزد جاهل اقامه شده مطابق با واقع درآيد حكمى مماثل با حكم واقعى در حق وى جعل مىشود ، نه اينكه خود آن واقع فعلى شود .
خير ، در حق جاهل ، واقعى نمىباشد نه اقتضانا و نه فعلا .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 54
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٥٤