پاسخ متخيل به اين دوسؤال چيست ؟
اين است كه نسبت به مسقط بودن اصالة العدم جارى نمى شود ، چرا كه مسقطيت در اينجا قطعى است و لكن نسبت به وجوب تعيينى بالعرض شدن ، اصالة البرائه جارى مى كنيم .
حال بفرمائيد ادعاى متخيل در اينجا چيست ؟
اين است كه اين فرع فقهى و مثال مزبور از قبيل ما نحن فيه يعنى عملى است كه مشكوك الوجوب است و لكن مسقط بودن آن از واجب ديگر قطعى .
شك مورد نظر متخيل را دوباره ذكر كنيد ؟
شك داريم كه آيا نماز جماعت مع القرائة مستحب و مسقط است و يا واجب تخييرى و مسقط است به عبارت ديگر او مى گويد :
اگر كسى نتوانست نماز فرادى مع القرائة بخواند ، حتما بايد نماز جماعت مع القرائه بخواند و يا اينكه مىتواند نماز فرادى بدون قرائت بخواند ؟ و اين شك و شبهه را از قبيل ما نحن فيه مىداند .
پاسخ شيخ به اين پندار چيست ؟
اين است كه اين فرع و يا اين مثال مربوط به شك در وجوب تخييرى با علم به مسقطيت نيست بلكه مثال براى يقين به وجوب تخييرى است .
مراد شيخ را توضيح دهيد ؟
مولى فرموده : اقم الصلاة ، امر مولى روى كلى و قدر جامع صلوة رفته كه خود داراى دو فرد است 1 - صلوة فرادى 2 - صلوة جماعت . حال هر كجا كه امر روى كلى آمده باشد ، عقل مكلف را مخير مىكند ميان هر يك از دو فرد مزبور و هر يك از اين دو متصف مى شوند به وصف وجوب يعنى نماز واجب بر هر يك منطبق مىشود ، لذا وقتى وجوب تخييرى شد با تعذر يك فرد مثلا نماز فرادى مع القرائة فرد ديگر كه جماعت است متعين مىشود .
در نتيجه ما در وجوب تخييرى جائى براى شك كردن نداريم تا كه استصحاب عدم وجوب كنيم .
به عبارت ديگر وقتى مولى فرمود : نماز صبح بخوان ، اطلاق مطلب به ما مى فهماند كه مى توانيم نماز را در خانه بخوانيم يا در مسجد و يا در جاى ديگر به جماعت بخوانيم و يا فرادى .
ولذا بدون شك همهء افراد كلى ، او واجبات تخييريه عقليه اند .
بنابراين آقاى متخيل اشتباه كرده كه گفته است شك داريم كه آيا نماز جماعت مع القرائة مستحب مسقط است يا وجب تخييرى مسقط ؟ چرا كه به او مى گوئي : مسلم بدان كه واجب تخييرى مسقط است ، منتهى واجب تخييرا ، مستحب تعيينا .
رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 227
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص٢٢٧