تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسائل شيخ انصارى ( فارسى ) — صفحة 228

مساهمون:

ص٢٢٨
چرا شيخ فرمود ( واتصافها بالاستحباب من باب افضل فردى الواجب ) ؟ زيرا چه بسا كلى داراى افرادى است كه از نظر وجوب همه يكسان اند و لكن شايد از نظر استحباب برخى بر برخى ديگر افضل باشند . فى المثل نماز فرادى و نماز جماعت در نماز صبح هر يك واجب تخييرى هستند و لكن نماز جماعت از نظر استحباب تعيينا مستحب است . به عبارت ديگر واجب است تخييرا ، مستحب است تعيينا . در نتيجه اگر كسى نتواند نمازش را فرادى بخواند مع القرائة نماز جماعت تعين پيدا مىكند براى او وجوبا . به عبارت ديگر : وصف نماز جماعت به استحباب در اينجا از باب اين است كه هر كجا كلى داراى دو فرد باشد و يكى از آن دو افضليت داشته باشد آن فرد واجب تخييرى و مستحب تعينى است مثل اعتق رقبة . كه رقبة مؤمنه افضل الفردين است . در ما نحن فيه نيز اتصاف نماز جماعت به استحباب از اين باب است والبته عقل ما را مخير مىكند و لكن اين فرد افضل را اتيان كنيم بهتر است . پس مراد از ( فيختص بما اذا تمكن المكلف من غيره ) چيست ؟ اين است كه وقتى اتصاف به استحباب از اين باب شد ، اين اتصاف اختصاص پيدا مىكند به مواردى كه مكلف قادر باشد بر هر يك از دو فرد وآنگاه كه يكى از آن دو ( غير افضل ) متعذر شد ، ناگزير فرد افضل تعين مى يابد و ديگر جاى استحباب نيست . مراد از ( كما اذا منعه مانع اخر عن الصلاة منفردا ) چيست ؟ ارائه يك تنظير است مبنى بر اينكه مكلف داراى اختيارى كه تواناى بر قرائت است ميان فرادى و جماعت مخير است لكن جماعت افضل است . اما اگر مانعى از خارج او را ملزم كرد به جماعت و مانع شد از انجام فرادى ناگزير جماعت متعين مىشود و ديگر جاى استحباب نيست . مقدمهء بفرمائيد واجبات تخييرى از نظر بدل بر چند قسم اند ؟ بر دو قسم : 1 - گاهى بدل اضطرارى دارند . 2 - گاهى بدل اضطرارى ندارند . آنجا كه بدل اضطرارى در كارنيست مثل باب اطعام وصيام است ، چرا ؟ زيرا چيز ديگرى جهت جايگزينى آنها وجود ندارد ولذا عند الاختيار والاضطرار حكم همين است ، در نتيجه با تعذر يكى ديگرى تعين مى يابد . وآنجا كه بدل اضطرارى در كار هست مثل ما نحن فيه كه به مجرد تعذر نماز فرادى مع القرائه 72