تخطي إلى المحتوى الرئيسي

برهان شفا ( فارسى ) — صفحة 603

مساهمون:

ص٦٠٣
( 478 ) - قياسى كه بالذّات و خودبه‌خود نتيجه دهد شرط خاصّى بايد داشته باشد ، آن شرط اين است كه يكى از مقدّمات نسبت به مقدّمه‌ى ديگر هم چون جزئى تحت كلّ باشد و ديگرى هم چون كلّ فوق جزئى باشد ، كه به ترتيب مقدّمه‌ى صغرى و مقدّمه‌ى كبرى را تشكيل دهند ؛ و نتيجه نيز هم چون جزئى تحت كلّ ، تحت كبرى قرار گيرد . اين شرط در قياس و برهان خلف ، بالذّات حاصل نيست . ( 479 ) - بخش چهارم اين فصل ، از اين‌جا شروع مىشود . ( 480 ) - از ديدگاه رياضىدانان قديم وحدت ( يعنى : عدد 1 ) عدد نيست ، بلكه مبدأ عدد است ؛ عدد براى آن‌ها از 2 شروع مىشود . بنابراين وحدت براى علم حساب ، مانند نقطه است براى علم هندسه . اين دو به ترتيب در علم حساب و علم هندسه به عنوان امر بسيط پذيرفته مىشوند كه به هيچ وجه تقسيم‌پذير نيستند . ( 481 ) - يعنى هرچند هم « وحدت » و هم « نقطه » يك معنى بسيطاند ، امّا « نقطه » علىرغم بساطت معنى خود ، همواره وضعى از نظر مكان را دارد ؛ ولى « وحدت » چنين وصفى ندارد . ( 482 ) - موادّ اين فصل از مقاله‌ى سوّم برهان شفاء از فصل‌هاى 28 ، 29 ، 30 ، 31 ، و 32 از مقاله‌ى اوّل انولوطيقا الاواخر ارسطو گرفته شده است . ابن سينا در اين فصل در پنج محور عمده بحث را پيش مىبرد ؛ هر يك از محورهاى بحث در اين فصل از يك فصل انولوطيقا الاواخر ارسطو - يعنى فصل‌هايى كه آن‌ها را ذكر كرديم - اخذ شده است : محور اوّل : مباحث و مطالب مختلف زمانى جزء يك علم خاص محسوب مىشوند كه موضوع و مبادى آن‌ها مشترك باشد . - انولوطيقا الاواخر ، مقاله‌ى اول ، فصل 28 . محور دوّم : اختلاف براهين موجب اختلاف علوم نمىگردد ؛ امكان دارد كه امرى واحد دو برهان مختلف داشته باشد . - انولوطيقا الاواخر ، مقاله‌ى اوّل ، فصل 29 . محور سوّم : امر اتّفاقى برهان‌بردار نيست ؛ امورى كه برهان‌بردارند بايد امورى ضرورى باشند ، هرچند گاهى اوقات بر امور اكثرى نيز برهان اقامه مىشود . - انولوطيقا الاواخر ، مقاله‌ى اوّل ، فصل 30 . محور چهارم : نمىتوان از طريق « حس » برهان اقامه كرد . - انولوطيقا الاواخر ، مقاله‌ى اوّل ، فصل 31 . محور پنجم : علوم مختلف مبادى مختلف دارند . - انولوطيقا الاواخر ، مقاله‌ى اوّل ، فصل 32 . ( 483 ) - فصل هفتم از مقاله‌ى دوّم برهان شفاء . محور اوّل بحث اين فصل در همين‌جا خاتمه مىيابد . ( 484 ) - اين پاراگراف محور دوّم بحث فصل حاضر را تشكيل مىدهد . ( 485 ) - از اين‌جا محور سوّم بحث در فصل حاضر آغاز مىشود . ارجاع ابن سينا در اين جمله به فصل پنجم از مقاله‌ى دوّم برهان شفاء است . ( 486 ) - از ديدگاه ابن سينا تمام انواع فاعل‌ها به نحوى به « فاعل بالاراده » و « فاعل بالطبع » بازگشت مىكند ؛ و وجود امور ممكن از نظر طبع - كه به عقيده‌ى ابن سينا يكسان عمل مىكند - و اراده بر عدم‌شان ارجحيّت دارد . حاصل كلام ابن سينا اين است كه اگر درباره‌ى وجود ممكنات از جهت صرف امكان آن‌ها نيز برهان اقامه مىشود ؛ برهانى كه از وجود و از عدم آن‌ها اخبار نمىكند ، بلكه فقط ماهيّت آن‌ها را بيان مىكند ، مثلا درباره‌ى آن‌ها بيان مىكند كه وجود و عدم آن‌ها ، هيچ كدام ، ضرورت ندارد . پس
برهان شفا ( فارسى ) — صفحة 603 | أبو علي سينا / قوام صفرى