تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 610

مساهمون:

ص٦١٠

الاعراف :

ابن مردويه و غير او به سند ضعيفى از أنس آورده‌اند از رسول خدا صلّى اللّه عليه - ( و آله ) و سلّم كه دربارهء فرمودهء خداوند :
( خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ
- زيورهاى خويش را در هنگام هر نماز برگيريد « 1 » فرمود : « در نعلينهاى خود نماز بگذاريد » شاهدى نيز از ابو هريره به روايت ابو الشيخ دارد . و احمد و أبو داود و حاكم و ديگران از براء بن عازب آورده‌اند كه رسول خدا صلّى اللّه عليه ( و آله ) و سلّم از قبض روح بندهء كافر ياد كرد و فرمود : « پس آن را بالا مىبرند ، و به هر جمعى از فرشتگان بگذرند مىگويند : اين روح خبيث چيست ؟ تا اينكه به آسمان دنيا مىرسانند ، و درخواست باز شدن در آن را مىنمايند ، پس براى او باز نمىشود » سپس رسول خدا صلّى اللّه عليه ( و آله ) و سلّم اين آيه را خواند :
( لا تُفَتَّحُ لَهُمْ أَبْوابُ السَّماءِ
- درهاى آسمان براى آنان باز نمىشود « 2 » ، « پس خداوند فرمايد : نامه‌اش را در سجّين بنويسيد در پست‌ترين زمين ، پس روح او پرتاب مىشود » سپس رسول خدا صلّى اللّه عليه ( و آله ) و سلّم اين آيه را خواند :
( وَ مَنْ يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَكَأَنَّما خَرَّ مِنَ السَّماءِ فَتَخْطَفُهُ الطَّيْرُ أَوْ تَهْوِي بِهِ الرِّيحُ فِي مَكانٍ سَحِيقٍ
- و هر آن‌كس به خداوند شرك ورزد چنان است كه از آسمان سقوط كند پس پرندگان او را بربايند يا باد او را در جاى پستى بيفكند « 3 » . و ابن مردويه از جابر بن عبد اللّه آورده كه گفت : از رسول خدا صلّى اللّه عليه ( و آله ) و سلّم دربارهء كسانى كه نيكيها و بديهايش يكسان باشد سؤال شد ، فرمود : « آنان أصحاب أعراف هستند » . اين خبر شواهدى دارد . و طبرانى و بيهقى و سعيد بن منصور و ديگران از عبد الرّحمن مزنى آورده‌اند كه گفت : از رسول خدا صلّى اللّه عليه ( و آله ) و سلّم دربارهء أعراف سؤال شد ، فرمود : « آنان كسانى هستند كه در راه خدا از جهت معصيت پدرانشان كشته شده‌اند ، پس گناه پدرانشان مانع از دخول آنان به بهشت ، و كشته شدنشان در راه خدا مانع از دخول آنها به جهنّم شده باشد » . از ابو هريره به روايت بيهقى ، و از ابو سعيد به روايت طبرانى شاهد دارد .
هامش
( 1 ) أعراف ، 31 ( 2 ) أعراف ، 40 ( 3 ) حج ، 31
الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 610 | جلال الدين السيوطي / سيد مهدى حائرى قزوينى / محمد ابوالفضل ابراهيم