تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 566

مساهمون:

ص٥٦٦
و شايد كه بعضى از آنها لازم و نظير چيزى را بيان مىنمود و ديگرى مقصود و نتيجهء آن را ، كه غالبا همه به يك معنى منتهى مىشود ، و اگر نشود جمع كرد آنچه از دو قول از يك شخص متأخّر است بايد گرفت - در صورتى كه در صحت نسبت هر دو قول مساوى باشند - و گرنه آنكه صحيح است مقدّم مىگردد . سوم : گرفتن مطلق لغت ؛ زيرا كه قرآن به زبان عربى نازل شده است ، و اين را عده‌اى ذكر كرده‌اند ، أحمد در چند موضع به آن تصريح نموده ، ولى فضل بن زياد از او نقل كرده كه سؤال شد از اينكه كسى براى آيه‌اى از قرآن شاهد مثالى از شعر بياورد ؟ گفت : خوشم نمىآيد ، كه گفته مىشود : ظاهر اين سخن منع است ، و لذا بعضى در جواز تفسيرش به مقتضاى لغت گفته دو روايت از احمد هست . و بقولى : كراهت بر منصرف كردن آيه از ظاهرش به معانى خارجى كه محتمل است حمل مىگردد ، كه مقدار كمى از كلام عرب و غالبا جز در شعر و مانند آن يافت نمىشود بر آن دلالت مىكند ، و متبادر خلاف آن است . و بيهقى در شعب از مالك آورده كه گفت : هرگاه كسى نزد من آورده شود كه بدون علم به لغت عرب ، كتاب خدا را تفسير كند ، او را تنبيه مىكنم . چهارم : تفسير به مقتضاى از معنى كلام و گرفته‌شده از نيروى شرع ، و همين است كه پيغمبر صلّى اللّه عليه ( و آله ) و سلّم آن را براى ابن عبّاس دعا كرد ، كه : « خدايا او را در دين فقيه گردان و تأويل را به او بياموز » و همين است منظور على [ عليه ] كه فرمود : « جز فهمى كه كسى در مورد قرآن داده شود » . و از اينجاست كه صحابه در معنى آيه اختلاف كرده‌اند كه هريك رأى خود را پس از منتهاى نظر گرفته ، در حالى كه تفسير قرآن به مجرّد رأى و اجتهاد بدون أصل جايز نيست ، خداى تعالى فرموده :
( وَ لا تَقْفُ ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ
- و از هر چه به آن علم ندارى پيروى مكن « 1 » ، و نيز فرموده :
( وَ أَنْ تَقُولُوا عَلَى اللَّهِ ما لا تَعْلَمُونَ
- و [ شيطان شما را بر آن مىدارد ] كه بر خداوند بگوييد آنچه را كه نمىدانيد « 2 » ، و نيز فرموده :
( لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ
- تا براى مردم بيان كنى آنچه براى آنها نازل شده است « 3 » . و پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه ( و آله ) و سلّم فرموده : « هركس دربارهء قرآن به رأى خود سخن بگويد پس به صواب رسد خطا كرده است » ، اين حديث را ابو داود و
هامش
( 1 ) اسراء ، 36 ( 2 ) بقرة ، 169 ( 3 ) نحل ، 44