ننمايد ، و آن گونه كه نوشتهاند چيزى را تغيير ندهد ، زيرا كه آنان دانشمندتر ، و راستدلوزبانتر ، و امانتدارتر از ما بودهاند ، پس زيبنده نيست كه در استدراك آنچه نگاشتهاند براى خودمان حقى پنداريم .
مىگويم : اكنون امر نگارش مصحف را در حذف و زياده و همزه و بدل و فصل ، و آنچه دو قرائت در آن هست و موافق يكى از آنها نوشته شده است خلاصه مىكنيم .
قاعدهء اول : [ در حذف ]
ألف از ياء نداء حذف مىشود ، مانند : ( يأيّها النّاس ) ، ( يأدم ) ، ( يرب ) ، ( يعبادى ) ، و از هاء تنبيه همچنين ، مانند : ( هؤلاء ) ، ( هأنتم ) ، و نيز از ( نا ) در ضمير : ( انجينكم ) ، ( آتينه ) .
و از همين قبيل است : ( أولئك ) ، ( لكن ) ، ( تبرك ) ، و فروع چهارگانه :
( اللّه ) و ( إله ) هرجا واقع شوند ، و ( الرّحمن ) ، و ( سبحن ) هرجا باشند مگر :
( قُلْ سُبْحانَ رَبِّي )
« 1 » .
و ألف بعد از لام نيز حذف مىگردد ، مانند : ( خلئف ) ، ( خلف رسول اللّه ) ، ( سلم ) ، ( غلم ) ، ( ايلف ) ، ( يلقوا ) .
و همچنين الف بين دو لام ، مثل : ( الكللة ) ، ( الضّللة ) ، ( خلل ) ، ( للدار ) ،
( لَلَّذِي بِبَكَّةَ )
« 2 » .
و از هر اسم علمى كه بيش از سه حرف باشد ، مانند : ابراهيم ، و صلح ، و ميكئيل ، مگر جالوت و طالوت و هامان ، و يأجوج و مأجوج ، و داود چون واوش حذف شده ، و إسرائل چون يائش حذف شده .
و در هاروت و ماروت و قارون اختلاف شده است .
و ألف از هر تثنيه اسم يا فعل - در صورتى كه كنار واقع نشود حذف مىگردد - مانند : ( رجلن ) ، ( يعلّمن ) ، ( أضلنا ) ، ( ان هذان ) ، مگر : ( بما قدّمت يداك ) .
و نيز از جمع سالم خواه مذكر باشد يا مؤنّث ، مانند : ( اللّاعنون ) ، ( ملقوا ربهم )
هامش
( 1 ) اسراء ، 93
( 2 ) آل عمران ، 96