اينچنين : « بسمللّهرّحمنرّحيم » . سپس از فرزندان او همسع و قيدزكار جداسازى حروف را انجام دادند .
سپس از طريق سعيد بن جبير از ابن عباس آورده كه گفت : نخستين نوشتهاى كه خداوند از آسمان نازل كرد ابو جاد بود .
و ابن فارس گفته : اينكه مىگوييم : خط توقيفى است ، به دليل فرمودهء خداى تعالى است :
( عَلَّمَ بِالْقَلَمِ عَلَّمَ الْإِنْسانَ ما لَمْ يَعْلَمْ )
« 1 » ،
( ن وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ )
« 2 » ، و اين حروف تهجى در اسمايى كه خداوند به آدم تعليم فرمود داخل است .
و در امر أبو جاد و آغاز خط أخبار زيادى وارد شده كه اينجا محل بيان آنها نيست ، و در كتاب مستقلى در اين باره سخن گسترانيدهام .
فصل :
قاعدهء عربى آن است كه لفظ با حروف هجاء ، و رعايت ابتدا و وقف نگاشته شود ، و علماى نحو براى آن اصول و قواعدى تنظيم نمودهاند كه در بعضى از حروف ، خطّ مصحف إمام با اين قواعد اختلاف دارد .
أشهب گفته : از مالك سؤال شد : آيا مىشود مصحف را مطابق آنچه مردم پديد آوردهاند نوشت ؟ گفت : نه ؛ قرآن را جز مطابق با نوشتهء نخستين نمىشود نوشت . الدانى اين را در المقنع روايت كرده و گفته است : از علماى امت مخالفى ندارد .
و در جاى ديگر گفته : مالك سؤال شد از حروفى كه در قرآن از قبيل واو و ألف باشد ، آيا مىتوان آنها را در مصحف تغيير داد ؟ گفت : نه .
ابو عمرو گفته : منظور واو و الفى است كه در نوشتن زياد شده و در لفظ نيست ، مانند : واو در « أولو » . و امام احمد گفته : مخالفت با مصحف امام در واو و ياء و ألف و مانند اينها حرام است .
و بيهقى در شعب الايمان گفته : هركس مصحفى مىنويسد شايسته است كه خطى كه با آن اين مصاحف را نوشتهاند رعايت كند ، و با آنها مخالفت
هامش
( 1 ) علق ، 495
( 2 ) قلم ، 1