تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 523

مساهمون:

ص٥٢٣
و طبرانى از على [ عليه السلام ] آورده كه فرمود : پيغمبر صلّى اللّه عليه ( و آله ) و سلّم را عقربى گزيد ، پس آب و نمكى فرا خواند و بر آن مىكشيد و مىخواند :
( قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ )
و
( قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ )
، و
( قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ )
. و ابو داود و نسائى و ابن حبّان و حاكم از ابن مسعود آورده‌اند كه پيغمبر صلى اللّه عليه ( و آله ) و سلّم جز با معوذات [ قرآنى ] تعويذ را خوش نمىداشت . و ترمذى و نسائى از ابو سعيد آورده‌اند كه : رسول خدا صلّى اللّه عليه ( و آله ) و سلم از جنّيان و چشم انسانها تعويذ مىكرد ، تا اينكه معوّذات نازل شد ، پس آنها را بر گرفت و غير آنها را ترك گفت . اين است آنچه دربارهء خواصّ آيات از أحاديثى كه به حدّ جعل نرسيده ، و از موقوفات صحابه و تابعين بدست آورده‌ام . و امّا آنچه خبرى درباره‌اش نرسيده ، مردم بسيارى از آن را ذكر كرده‌اند كه صحّت آنها را خدا مىداند ، و از جمله موارد لطيف آنها را ابن الجوزى از ابن ناصر از اساتيدش از ميمونه دختر شاقول بغدادى حكايت كرده كه گفت : همسايه‌اى داشتيم كه ما را اذيّت كرد ، پس دو ركعت نماز بجاى آوردم ، و از أوّل هر سوره آيه‌اى خواندم تا آخر قرآن ، و گفتم : خدايا تو داد ما را از او بستان ، سپس خوابيدم و چون چشم گشودم ناگاه دانستم كه هنگام سحر پايين مىرفته پايش لغزيده و افتاده و مرده است .

توجه :

ابن التّين گفته : تعويذ كردن با سور و آيات تعويذ و غير آنها از نامهاى خداى تعالى همان طب روحانى است ، هرگاه بر زبان نيكان و أبرار خلق انجام گردد به اذن خداوند شفا حاصل مىشود ، و چون اين نوع كمياب گشت مردم به طب جسمانى پناه بردند . مىگويم : و به اين معنى اشاره است فرمودهء پيغمبر صلّى اللّه عليه ( و آله ) و سلّم : « هرگاه شخص با يقينى آن را بر كوهى بخواند از جاى كنده شود » . و قرطبى گفته : تعويذ به كلام اللّه و اسماء او جايز است ، و اگر روايت شده باشد مستحب است .