بوده .
و ثعلبى گفته : صد و بيست سال عمر كرد .
14 - هارون : برادر همنسب او است ؛ و بقولى برادر مادرى او است ، و بقولى : تنها برادر پدرى است ، كرمانى اين دو قول را در عجايب خود حكايت كرده است . از موسى بلندتر بود ، و بسيار فصاحت داشت ، پيش از موسى در گذشت ، و به مقدار سن موسى از او بزرگتر بود .
و در بعضى از احاديث معراج آمده : به آسمان پنجم بالا رفتم ، ناگهان هارون را ملاقات كردم ، نيمى از محاسنش سفيد و نيم ديگر آن سياه بود ، و از بس طولانى بود نزديك نافش مىرسيد ، پس گفتم : اى جبرئيل ، اين كيست ؟ گفت :
آنكه در قومش محبوب است هارون بن عمران .
و ابن مسكويه ذكر كرده : معنى هارون به زبان عبرى ( محبّب - دوستداشتهشده ) مىباشد .
15 - داود ؛ او فرزند ايشى - به كسر همزه و سكون ياء و شين - فرزند عوبد - بر وزن جعفر - فرزند باعر - باء و عين - فرزند سلمون فرزند يخشون فرزند عمى فرزند يا رب - ياء در اول و باء در آخر - فرزند رام فرزند حضرون - با حاء و ضاد - فرزند فارص - فاء در اول و صاد در آخر - فرزند يهوذ فرزند يعقوب .
ترمذى آورده كه : او أعبد افراد بشر بود ؛ كعب گفته : سرخ روى فروهشته موى ، سفيد بدن بود و ريش بلندى داشت كه كمى مجعد بود ، خوش صدا و خلق بود ، و نبوت با پادشاهى براى او جمع گرديد .
نووى گفته : اهل تاريخ گفتهاند : صدسال زندگى كرد كه چهل سال آن را پادشاهى داشت و داراى دوازده فرزند شد « 1 » .
16 - سليمان : فرزند و است ، كعب گفته : او سفيد تنومند نورانى ، زيبا ، خاشع و متواضع بود ، و پدرش در بسيارى از امور با او مشورت مىكرد ، چون - با وجود كمسنوسال بودن - بسيار عالم و عاقل بود .
ابن جبير از ابن عبّاس آورده كه گفت : دو مؤمن بر تمام زمين پادشاهى كردهاند : سليمان و ذو القرنين ؛ و دو كافر نيز : نمرود و بخت نصر .
هامش
( 1 ) تهذيب الاسماء و اللغات 1 / 180