ابن افرائيم بن يوسف است كه ابن عبّاس در اين باره او را تكذيب كرده ، و غريبتر اينكه نقاش و ماوردى حكايت كردهاند كه يوسفى كه در سورهء غافر ذكر شده از جنّيان بوده ، خداوند او را به سوى آنان به رسالت برانگيخت ؛ و آنچه ابن عساكر حكايت كرده كه عمران يادشده در سورهء آل عمران پدر موسى است نه پدر مريم ! و در مورد يوسف شش لهجه هست : به ضم و فتح و كسر سين ، و با واو و همزه و ترك همزه « 1 » . و درست آن است كه اين اسم عجمى است و اشتقاق ندارد .
9 - لوط ؛ ابن اسحاق گفته : او لوط بن هارون بن آزر است ، و در المستدرك از ابن عباس است كه : لوط فرزند برادر ابراهيم است .
10 - هود ، كعب گفته : شبيههترين مردم به آدم بود ، و ابن مسعود گفته :
مردى چالاك بود . اين دو قول را در المستدرك آورده است .
و ابن هشام گفته : اسم او عابر بن أرفخشذ بن سام بن نوح مىباشد .
و ديگرى گفته : دقيقتر در نسب او اينكه : او هود بن عبد اللّه بن رباح بن حاوذ بن عاد بن عوص بن ارم بن سام بن نوح مىباشد .
11 - صالح : وهب گفته : او عبيد بن حاير بن ثمود بن حاير بن سام بن نوح مىباشد ، در اوان بلوغ به سوى قومش مبعوث شد ، و مردى سرخ و سفيد بود ، با موهاى فروهشته ، چهل سال در قومش ماند .
و نوف شامى گفته : صالح از عرب است ، هنگامى كه خداوند قوم عاد را هلاك كرد قوم ثمود پس از آنها به آبادانى پرداختند ، پس خداوند صالح را به سوى آنان فرستاد ، نوجوانى كمسنوسال ، پس آنان را به خداپرستى دعوت كرد تا اينكه موهايش سياه و سفيد و به بزرگسالى رسيد ، و بين نوح و ابراهيم جز هود و صالح پيغمبرى نبود . اين دو خبر را در المستدرك آورده است .
و ابن حجر و ديگران گفتهاند : قرآن دلالت مىكند بر اينكه ثمود بعد از عاد بودهاند ، همچنانكه عاد پس از نوح بوده است .
و ثعلبى گفته - و اين سخن را از نووى به خط خودش در تهذيبش نقل كرده - :
او صالح بن عبيد بن أسيف بن ماشج بن عبيد بن حاذر بن ثمود بن عاد بن عوص بن ارم بن سام بن نوح مىباشد ، خداوند او را در جوانى به سوى قومش برانگيخت ، كه
هامش
( 1 ) از تهذيب الاسماء و اللغات ، ج 1 ، 167