تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 437

مساهمون:

ص٤٣٧
بن أنوش بن قينان بن شيث ابن آدم مىباشد . وهب بن منبه گفته : ادريس جدّ نوح است كه به او خنوخ گويند ، و آن اسمى است سريانى ، و بقولى : عربى است مشتق از دراسة ، زيرا كه كتابها را بسيار به درس مىگرفت . و در المستدرك به سندى واهى از حسن از سمرة آمده كه گفت : پيغمبر خدا ادريس سفيد و بلندقامت بود ، فربه شكم و سينه فراخ ، موهاى بدنش كم بود و موهاى سرش پرپشت ، يكى از چشمانش بزرگتر از ديگرى بود ، و در سينه‌اش نقطهء سفيدى بود بىآنكه از پيسى باشد ، پس هنگامى كه خداوند ديد آنچه ديد از ستمها و تجاوزات اهل زمين را در امر الهى ، او را به آسمان ششم بالا برد ، پس او آنجاست كه خداوند فرموده :
( وَ رَفَعْناهُ مَكاناً عَلِيًّا ) )
« 1 » . ابن قتيبه ذكر كرده : او هنگامى كه به آسمان برده شد سيصد و پنجاه سال داشت . و در صحيح ابن حبّان است كه : او پيغمبرى رسول بود ، و نخستين كسى كه [ در جهان ] قلم زده است . و در المستدرك از ابن عباس آمده : بين نوح و ادريس هزار سال فاصله شد . 4 - ابراهيم ؛ جواليقى گفته : اسمى قديمى است و عربى نمىباشد ، و عربها به وجوه مختلفى آن را تلفظ كرده‌اند كه مشهورترين آنها : ابراهيم است ، ابراهام هم گفته‌اند ، كه در قرائتهاى هفت‌گانه نيز آمده « 2 » ، و إبراهم به حذف ياء ، و ابرهم « 3 » ، و آن اسمى است سريانى به معنى : ا ب رحيم - پدر مهربان ، و بقولى : مشتق از بر همه يعنى شدت نظر است ، اين قول را كرمانى در عجايب خود حكايت كرده است . و او فرزند آزر است كه نامش تارح است - با تاء و راء مفتوحه و در آخر حاء - بن - ناحور - با نون و حاء مضمومه - فرزند شاروخ - با شين و راء مضمومه و آخرش خاء - فرزند راغوا - با غين - فرزند فالخ - با فاء و لام مفتوحه و خاء - فرزند عابر - با عين و باء - فرزند شالخ - با شين و خاء - فرزند ارفخشد فرزند سام فرزند نوح . واقدى گفته : ابراهيم در رأس دو هزار سال پس از آفرينش آدم متولد گشت .
هامش
( 1 ) مريم ، 57 ( 2 ) المعرب 13 ( 3 ) اين قرائت هشام بن عمار ، يكى از قراء هفت‌گانه است . نيز نگاه كنيد به التيسير اثر ابو عمرو دانى .