پس تو آن را از مغرب بيرون آور « 1 » ؛ اينجا بود كه ستمگر مجاب و مبهوت شد و نتوانست بگويد : من خورشيد را از مشرق بر مىآورم ، چون افراد مسنتر از او تكذيبش مىكردند ، [ چون آنها ديده بودند كه پيش از او هم خورشيد از مشرق بيرون مىآمده است ] .
6 - مناقضه : و آن تعليق نمودن بر أمر محال است ، تا اشاره باشد به اينكه وقوع آن محال مىباشد ، مانند فرمودهء خداى تعالى :
( وَ لا يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتَّى يَلِجَ - الْجَمَلُ فِي سَمِّ الْخِياطِ
- و [ تكذيبكنندگان آيات إلهى و متكبران نسبت به آنها ] داخل بهشت نشوند تا اينكه شتر از سوراخ سوزن درآيد « 2 » .
7 - همراهى با خصم تا سقوط او ، به اينكه بعضى از مقدّماتش را گردن نهد ، به جهت الزام كردن و محكوم نمودن او ، مانند فرمودهء خداى تعالى :
( قالُوا إِنْ أَنْتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُنا تُرِيدُونَ أَنْ تَصُدُّونا عَمَّا كانَ يَعْبُدُ آباؤُنا فَأْتُونا بِسُلْطانٍ مُبِينٍ * قالَتْ لَهُمْ رُسُلُهُمْ إِنْ نَحْنُ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ . . .
- ( كافران خطاب به پيغمبران ) گفتند شما بشرى مانند ما بيش نيستيد كه مىخواهيد ( با ادعاى نبوت ) ما را از پرستش آنچه پدرانمان مىپرستيدند بازداريد ( پس اگر براستى پيغمبر هستيد ) براى ما معجزهاى آشكار بياوريد ، رسولان آنها به ايشان گفتند ما هم بشرى مانند شماييم ولى خداوند بر هركس بخواهد به نبوت منّت نهد . . . « 3 » ، پس اينكه پيغمبران گفتند :
( إِنْ نَحْنُ إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ
- ما هم بشرى مانند شماييم ) إقرار به اين است كه آنها هم بشرى بيش نيستند ، و انگار كه منتفى بودن رسالت را پذيرفته باشند سخن گفتهاند ، در صورتى كه منظورشان اين نبوده ، بلكه اين از جهت همراهى با خصم و مداراى با مخالف تا هنگام سقوط او است ؛ انگار گفته باشند : آنچه ادعا كرديد كه من از افراد بشر هستيم حق است ، و انكار نمىكنيم ، ولى اين منافات ندارد با اينكه خداى تعالى بر ما منت گذارده و به رسالت گمارده باشد .
هامش
( 1 ) بقرة ، 258
( 2 ) اعراف ، 40
( 3 ) ابراهيم ، 10 و 11