نفرموده است ، بلكه نعمتش را بر آنان تمام كرد به اينكه كتاب را نازل نمود ، پس مناسب شد كه با حمد بر اين نعمت آغاز گردد .
و در تفسير خوبى آمده : سورة الفاتحه با عبارت :
( الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ )
آغاز شد ، پس خداوند را وصف نمود كه مالك همهء مخلوقات است ، ولى در سورههاى الانعام و الكهف و سبأ و فاطر چنين وصف ننموده ، بلكه يكى از افراد صفاتش آمده ، خلقت آسمانها و زمين و ظلمات و نور در سورة الانعام ، و فرودآوردن كتاب در سورة الكهف ، و مالكيت آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است در سورهء سبأ ، و آفرينش آنها در سورهء فاطر ياد شده است ؛ زيرا كه سورة الفاتحه امّ القرآن و مطلع آن است لذا مناسب بوده كه بليغترين و عامترين و شاملترين صفات در آن آورده شود .
و در عجايب كرمانى آمده : اگر گفته شود : چگونه چهار مرتبه « يسألونك » را بدون واو آورده :
( يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَهِلَّةِ )
« 1 » ،
( يَسْئَلُونَكَ ما ذا يُنْفِقُونَ )
« 2 » ،
( يَسْئَلُونَكَ عَنِ - الشَّهْرِ الْحَرامِ )
« 3 » ،
( يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ )
« 4 » سپس سه بار با واو آمده :
( وَ يَسْئَلُونَكَ ما ذا يُنْفِقُونَ )
« 5 » ،
( وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْيَتامى )
« 6 » ،
( وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْمَحِيضِ )
« 7 » ؟ ، مىگوييم :
جهتش اين است كه سؤال از حوادث اوّلى به طور پراكنده واقع شد و از پديدههاى ديگر در يك وقت ، لذا در قسمت أخير حرف جمع آورده شد تا بر آن دلالت نمايد .
و اگر گفته شود : چگونه است كه آمده :
( وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْجِبالِ فَقُلْ )
« 8 » ، و حال آنكه عادت قرآن چنين است كه « قل » در جواب بدون فاء مىآيد ؟ كرمانى جواب داده : تقديرش : « لو سئلت عنها فقل » مىباشد .
و اگر پرسيده شود : چگونه است كه :
( وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ )
« 9 » آمده ، و حال آنكه روش قرآن چنين است كه جواب آن با « قل » همراه مىشود ؟
مىگوييم : حذف آن براى اشاره به اين است كه بنده در حالت دعا در بالاترين مقامات معنوى است كه هيچ واسطهاى بين او و بين خدا نيست .
* در قرآن دو سوره آمده كه اول آنها :
( يا أَيُّهَا النَّاسُ )
« 10 » مىباشد ، در هر نصف
هامش
( 1 ) بقرة ، 189
( 2 ) بقرة ، 215
( 3 ) بقرة ، 217
( 4 ) بقرة ، 219
( 5 ) بقرة ، 219
( 6 ) بقرة ، 220
( 7 ) بقرة ، 22
( 8 ) طه ، 105
( 9 ) بقرة ، 186
( 10 ) دو سورهء نساء و حج مىباشد .