تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 356

مساهمون:

ص٣٥٦
جامع هفتمى هم بخشيده شده به طور فرد كه زوج ندارد ، و هفتمين حرف تمام شد ، پس نزديكترين اين حروف دو حرف صلاح دنيا مىباشد ، يك حرف حرام است كه جان و بدن به صلاح نمىآيند مگر با پاكيزه شدن از آنها ، چون بر خلاف درستى و استوارى است ، و حرف دوّم حلال است كه جان و بدن به آن صلاح مىيابند ، چون با استوارى آنها توافق دارد ، و أصل اين دو حرف در تورات بوده كه تمامش در قرآن است . و دنبالهء آنها دو حرف صلاح معاد است كه يكى : حرف نهى و بازداشتن مىباشد كه آخرت جز با پاكيزگى از منهيات آن صلاح نمىيابد ؛ به جهت دورى آنها از مرحلهء خوبى آخرت و ديگرى : حرف أمر است كه آخرت با انجام آن صلاح مىگيرد ، چون خوبى آن را مقتضى دارد ، و أصل اين دو حرف در انجيل بوده و تمامى آنها در قرآن مىباشد . و در پى اينها دو حرف صلاح دين است : يكى حرف محكم كه خطاب پروردگار براى بنده روشن و بيان شده است ، و ديگرى حرف متشابه كه از جهت قصور عقل بنده از درك خطاب پروردگارش در اين جهت ، مطلب برايش روشن نيست . بنابراين حروف پنجگانه براى به كار بردن و عمل كردن است ، و اين حرف ششم براى توقف و اعتراف به عجز و ناتوانى است ، و أصل اين دو حرفيها در كتابهاى آسمانى گذشته بوده‌اند كه تمام آنها در قرآن آمده است ، و قرآن با حرف هفتم ويژگى يافته ، و آن حرف نمونه‌اى است كه مثل أعلى را بيان مىسازد ، و چون اين حرف همان حمد است خداوند سورهء ام القرآن را به آن آغاز فرمود ، و جوامع حروف هفتگانه‌اى كه در قرآن پراكنده در آن گرد آورد ، پس اوّلى مشتمل بر حرف حمد هفتمين حرف است ، و دوّمى مشتمل بر دو حرف حلال و حرام است كه رحمانيت دنيا و رحيميت آخرت به آنها برپاى مانده ، و سوّمى مشتمل بر أمر ملك است كه بر دو حرف نهيى كه دين به آنها آغاز گرديده استوار مىباشد ، و چهارم مشتمل بر دو حرف محكم است در فرمودهء خداوند :
( إِيَّاكَ نَعْبُدُ
- فقط تو را عبادت مىكنيم ) و متشابه در فرمودهء او :
( وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ )
، و چون ام القرآن ( سورة الحمد ) را با حرف هفتم جامع بخشيده شد ، آغاز كرد ، سورة البقرة به حرف ششم كه بر آن توان نيست يعنى متشابه شروع شد . سخن حرّانى پايان يافت ، و مقصود از آوردن آن فقط قسمت آخرش بود ، و از
الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 356 | جلال الدين السيوطي / سيد مهدى حائرى قزوينى / محمد ابوالفضل ابراهيم