تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
فارسى ، زجّاج را رد كرده در گفته‌اش كه :
( إِنْ هذانِ لَساحِرانِ )
« 1 » تقديرش : « ان هذان لهما ساحران » مىباشد ، فارسى گفته : حذف و تأكيد با لام منافات دارند ، و امّا حذف كردن شىء به جهت دليلى خاص و تأكيد آن با هم منافات ندارند ، چون محذوف از جهت دليل همانند ثبت شده است . چهارم : اينكه حذف آن به اختصار مختصر منتهى نشود ، و از همين روى اسم فعل حذف نمىشود چون مختصرشدهء فعل است . شرط پنجم : اينكه عامل ضعيفى نباشد ، پس حرف جر ، و عامل نصب فصل و جزم آن حذف نمىشود مگر در جاهايى كه دلالت در آنها قوى و استعمال آن عوامل بسيار باشد . شرط ششم : اينكه محذوف عوض از چيزى نباشد ، و از همين روى اين مالك گفته : حرف نداء عوض از ( ادعو ) نيست زيرا كه عرب آن را جايز دانسته‌اند ، و لذا نيز حذف تاء اقامة و استقامة جايز نيست ، و ( اقام الصّلاة ) « 2 » بر آنها قياس نمىشود ، و باز حذف خبر كان جايز نيست ؛ چونكه عوض يا به‌منزلهء عوض از مصدر آن است . شرط هفتم : اينكه حذف آن به فراهم كردن عامل قوى منجر نشود ، و از همين روى بر قرائت ( و كل وعد اللّه الحسنى ) « 3 » قياس نگردد .

فايده :

أخفش در حذف تدريج را تا آنجا كه ممكن باشد معتبر شمرده ، و لذا دربارهء فرمودهء خداوند تعالى :
( وَ اتَّقُوا يَوْماً لا تَجْزِي نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَيْئاً )
« 4 » گفته : اصل آن « لا تجزى فيه » بوده كه حرف جر حذف و « تجزيه » شده ، و سپس ضمير نيز حذف گرديده و « تجزى » شده ؛ و اين ملاطفت در صناعت است ، و مذهب سيبويه آن است كه هر دو ( حرف جر و ضمير ) با هم حذف شده‌اند ، ابن جنى گفته : و سخن أخفش دلچسب‌تر و مأنوس‌تر است از اينكه دو حرف در يك وقت با هم حذف گردند .
هامش
( 1 ) . طه ، 63 ( 2 ) . أنبياء ، 73 ( 3 ) . حديد ، 10 ( 4 ) . بقرة ، 48