تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
و معذور دانسته است ؛ ندا ( يا ) و كنايه ( أىّ ) و هشدار و توجه دادن ( ها ) و نام بردن ( النمل ) و امر ( أدخلوا ) و حكايت ( مساكنكم ) و بر حذر داشتن ( لا يحطمنّكم ) و تخصيص ( سليمان ) و عموميت ( جنوده ) و اشاره ( وهم ) و معذور دانستن ( لا يشعرون ) مىباشد ، پس پنج حق واجب را ادا كرد : حق اللّه ، و حق پيغمبر او ، و حق خودش ، و حق رعيتش ، و حق لشكريان سليمان . و فرمودهء خداوند :
( يا بَنِي آدَمَ خُذُوا زِينَتَكُمْ عِنْدَ كُلِّ مَسْجِدٍ . . )
« 1 » كه اصول سخن را در آن جمع كرده است : نداء ، و عموم ، و خصوص ، و امر ، و مباح نمودن ، و نهى ، و خبر . و بعضى گفته‌اند : خداوند حكمت را در نيم آيه جمع كرده است :
( وَ كُلُوا وَ اشْرَبُوا وَ لا تُسْرِفُوا )
« 2 » . و فرمودهء خداى تعالى :
( وَ أَوْحَيْنا إِلى أُمِّ مُوسى أَنْ أَرْضِعِيهِ . . . )
« 3 » ابن العربى گفته : اين آيه از لحاظ فصاحت مهم‌ترين آيه است ، چون در آن دو امر و دو نهى و دو خبر و دو بشارت هست . و فرمودهء خداوند :
( فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ )
« 4 » ، ابن أبى الاصبع گفته : يعنى : همهء آنچه به تو وحىشده را تصريح كن ، و آنچه مأموريت بيانش را دارى ابلاغ بنما ، هر چند كه بر بعضى دلها گران باشد و از غصه چاك گردد ، و شباهت بين اين دو معنى در آن تأثيرى است كه تصريح در دلها مىگذارد ، پس اثر آن بر ظاهر چهره‌ها آشكار مىگردد كه بعضى باز و بشّاش و بعضى گرفته و غمناك مىشود ، و نشانه‌هاى انكار و پذيرش در چهره‌هاى مختلف آشكار مىگردد ، همچنان‌كه بر آينهء زنگ زده آثارى مشاهده مىشود ، پس اهميت اين استعاره را بنگر ، و عظمت ايجازش را دقت نما ، و معانى بسيارى كه در بر گرفته مطالعه كن ! و حكايت شده كه يكى از أعراب وقتى اين آيه را شنيد سجده كرد و گفت : براى فصاحت اين كلام سجده كردم ! و فرمودهء خداى تعالى :
( وَ فِيها ما تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ )
« 5 » بعضى گفته‌اند : با اين دو لفظ جمع كرد آنچه را كه اگر تمام خلايق جمع گردند كه تفاصيل آن را توصيف كنند نخواهند توانست از عهده برآيند . و فرمودهء خداى تعالى :
( وَ لَكُمْ فِي الْقِصاصِ حَياةٌ )
« 6 » ، كه معنايش بسيار و
هامش
( 1 ) . أعراف ، 31 ( 2 ) . أعراف ، 31 ( 3 ) . قصص ، 7 ( 4 ) . حجر ، 94 ( 5 ) . زخرف ، 71 ( 6 ) . بقرة ، 179