تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
شرع در اين باره نرسيده است ، قاضى عبد الوهّاب مالكى بر اين قول است . و طرطوشى گفته : اگر مسلمانان استعاره را در مورد قرآن به كار برند ما نيز به كار مىبريم ، و اين از قبيل آن است كه مىگوييم : « خداوند عالم است » در حالى كه علم همان عقل است كه خداوند را به آن وصف نمىكنيم چون خبرى درباره‌اش نرسيده است .

فايدهء ديگر :

گفتيم كه تشبيه از برترين و ارزنده‌ترين أنواع بلاغت است ، و بلغا اتّفاق دارند كه استعاره از آن بليغتر است ؛ چون اين مجاز است و آن حقيقت ، و مجاز أبلغ است ، بنابراين استعاره بالاترين مراتب فصاحت است ، و نيز كنايه بليغتر از تصريح است ، و استعاره از كنايه هم بليغتر مىباشد ، چنان كه در عروس الافراح گفته : ظاهرا همين‌طور است ؛ زيرا كه چنان است كه بين كنايه و استعاره‌اى جمع كرده باشد ، و نيز چون استعاره قطعا مجاز است ولى دربارهء كنايه اختلاف شده است . و بليغ‌ترين انواع استعاره تمثيليّه است - به‌طورىكه از كشّاف بدست مىآيد ، و پس از آن مكنيه ، كه طيبى به آن تصريح كرده ؛ به دليل اينكه مشتمل بر مجاز عقلى است ، و ترشيحيّه از مجرّده و مطلقه بليغتر است ، و تخييليه از تحقيقيه بليغتر مىباشد ، و منظور از بليغتر بودن آن است كه تأكيد و مبالغهء بيشترى را در كمال تشبيه مىرساند ، نه اينكه معنى زيادترى بدهد كه در غير آن يافت نشود .

خاتمه :

از مطالب مهم بيان فرق بين استعاره و تشبيهى كه ادات آن محذوف است مانند : « زيد اسد » مىباشد . زمخشرى دربارهء فرمودهء خداى تعالى :
( صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ )
« 1 » گفته : اگر بپرسيد : آيا در اين آيه استعاره به كار رفته ؟ مىگويم : مورد اختلاف است ، و محقّقان بر آنند كه
هامش
( 1 ) . بقرة ، 18
الإتقان في علوم القرآن ( فارسى ) — صفحة 152 | جلال الدين السيوطي / سيد مهدى حائرى قزوينى / محمد ابوالفضل ابراهيم