قرار داده و حصر نقل شان در فضائل جناب امير المؤمنين و حضرت فاطمه و حسنين عليهم السلام ازين كتب نموده و اين تصانيف را موجب افتخار سنّيه و ثبوت ولاى شان دانسته و ظاهرست كه از جمله اين تصانيفست كتاب مناقب ابن المغازلى و كتاب الاربعين موفق كه او را اخطب خوارزمست پس ثابت شد كه ابن المغازلى و اخطب هر دو حسب افاده خود شاهصاحب از اهل سنتاند و تصنيفشان در مناقب جناب امير المؤمنين عليه السلام مايهء افتخار و استبشار و ابتهاج و استظهار سنّيه والاتبار و مثبت ولاى شان با اهلبيت اطهار عليهم السلام نزد مخاطب جليل الفخارست و نقل شيعه از كتاب ابن مغازلى و اخطب مثبت كاسهليسى و خوشهچينى شيعه از سنيان جميل الاقدارست پس حيرتست كه بعد اثبات اين همه عظمت و جلالت براى ابن مغازلى و اخطب و تصنيف شان چگونه بجواب اهل حقّ سر از قبول روايات و احتجاج باخبار شان مىتوانند پيچيد و چگونه توهين و تهجين اين هر دو را توانند داشت و امّا زعم كون الفصول المهمة من كتب الشيعة فبطلانه ممّا لا يستريب فيه عاقل لما سيظهر من حال مصنفه فيما بعد حيث ينقل عنه هذا الحديث الشريف و در كتاب كشف الغمّه هم در اكثر موضع نقل از سنيه نموده براى الزام و اما كتب مناقب جناب امير المؤمنين عليه السلام و حضرت فاطمه و حسنين عليهما السلام كه شيعه از طرق خود فضائل را در ان وارد كردهاند فراتر از حصر و احصاست شاهصاحب اگر بر ان مطّلع نشوند چه عجبست رجوع بكتب رجاليه و كتب حديث مثل غاية المرام و بحار الانوار بايد كرد كه از ان حال جمله ازين كتب واضح شود و غرابت نفى ظاهر گردد
11 - ديلمى
وجه يازدهم از وجوه ردّ