تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 658

مساهمون:

ص٦٥٨
مىكردند مجالى و مساغى نيست بلكه دائم بودن آن در نسل آن حضرت محقق و ثابتست پس براى جناب امير المؤمنين عليه السّلام هم امامت و خلافت دائمه جناب رسالت‌مآب صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم كه اصلا زوال و انقطاع پيرامون آن نگردد ثابت باشد و امورى كه موقوف بر امامت باشد متعلق بآنحضرت بوده و اولاد طاهرين آن جناب ناجائز و حرام و خلافت دين و اسلام باشد و محتجب نماند كه اعتماد و اعتبار كتاب روضة الصفا به حمد اللَّه المنعام از كلام خود مخاطب كما بيننا فى مجلد حديث الغدير ثابت و متحققست پس معتقدين مخاطب نحرير را امكانى و مساغى نيست كه سر از قبول افاده صاحب روضة الصفا بتابند و كردن استكبار و استنكار دراز نمايند و بيان ثبوت اعتبار روضة الصفا از كلام مخاطب كثير الحياء آنست كه حضرت او در جواب طعن سوم از مطاعن أبى بكر بعد ذكر قصه تجهيز جيش أسامة گفته اين ست آنچه در روضة الصّفا و روضة الاحباب و حبيب السير و ديگر تواريخ معتبره شيعه و سنّى موجودست انتهى ازين عبارت ظاهرست كه تاريخ روضة الصفا مثل حبيب السير و روضة الاحباب از تواريخ معتبره‌ست و للّه الحمد على ذلك و عبد الرحمن هم بر روضة الصفا اعتماد دارد كه در مرآة الاسرار كه شاه ولىّ اللَّه در رساله انتباه از آن نقل نموده از روضة الصفا بتكرار نقل مىكند چنانچه گفته در روضة الصفا مسطورست بعد از شهادت امير المؤمنين حسن رضى اللَّه عنه معاويه بن أبى سفيان ده ساله حكومت ممالك نموده پانزدهم رجب در سال شصت هجرى به مرض طاعون در دمشق وفات يافت ولادتش پيش از بعثت به پنج سال بود در سال پنجم از هجرت ايمان آورده و نيز در مرآة الاسرار مسطورست و در روضة الصفا و حبيب السير مسطورست كه در زمان خلافت امير المؤمنين عمر رضى اللَّه عنه سه دختر يزدجرد شهريار را اسير كرده آورده بودند هر سه را على كرّم اللَّه وجهه در حصه خود گرفت و قاضى القضاة بدر الدين محمود بن احمد عينى كه نبذى