تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 477

مساهمون:

ص٤٧٧
دلالة على بقاء الخلافة بعد موت موسى عليه السّلام و انتهاء الشغل بانتهاء العمل ليس من باب العزل خصوصا إذا اشتمل على العود الى حالة اكمل و هو الاستقلال بالنبوة و التبليغ من اللَّه لا من موسى عليه السّلام و خود مخاطب هم در باب مطاعن دعوى حصول نبوت استقلالى براى حضرت هارون عليه السّلام بعد ادعاى عزل آن حضرت از خلافت و العياذ بالله من ذلك آغاز نهاده داد تناقض و تهافت و تخالف با افاده اين مقام داده كما علمت آنفا و پر ظاهرست كه اگر مراد از حصول نبوت بالاستقلال براى حضرت هارون در حيات حضرت موسى عليهما السّلام آنست كه وصفى زائد از شركت حضرت هارون عليه السّلام در نبوت براى آن حضرت بعد عزل از خلافت حاصل شد پس مخدوشست اوّلا به آنكه هيچ دليل بر آن ندارند كه حضرت هارون عليه السّلام را بعد عزل از خلافت استقلال به نبوت كه وصفيست زائد بر شركت در نبوت حاصل شده و محض رمى السهام فى الظلام به كار نه مىخورد و ثانيا به آنكه اين دعوى صريح البطلانست و هيچ عاقلى تجويز نمىتواند كرد كه حضرت هارون عليه السّلام قبل حصول خلافت شريك حضرت موسى عليه السّلام در نبوت و تابع آن حضرت باشد و بعد عزل از خلافت كه صريح الدلالة على النقص و التنفيرست از صفت تبعيت حضرت موسى عليه السّلام بالاتر رود و نبى مستقل شود و اگر غرض از استقلال نبوّت امرى زائد نيست بلكه مطلب همينست كه بعد عزل ازين خلافت چنانچه قبل از حصول خلافت نبى بود همچنان نبى باشد گو شريك تابع حضرت موسى باشد پس پر ظاهرست كه اين مرتبه را اعلى و اكمل از حالت خلافت پنداشتن صريح البطلانست