على المدينة و
قال له حينئذ انت منّى بمنزلة هارون من موسى
و شاه ولى اللَّه در قرة العينين در فضائل جناب امير المؤمنين عليه السلام گفته و در غرو تبوك جانشين آن حضرت شد در مدينه و در آن باب فضيلت عظمى
انت منّى بمنزلة هارون من موسى
نصيب او شد و نيز شاه ولىّ اللَّه در قرة العينين بجواب عبارت تجريد گفته قوله و المنزلة اشاره مىكند بقصّه تبوك
عن سعد بن أبى وقاص قال قال رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و سلّم لعلىّ انت منّى بمنزلة هارون من موسى الّا انّه لا نبىّ بعدى
بايد دانست كه مدلول اين حديث نيست الاستخلاف مرتضى بر مدينه منوره در غزوه تبوك و تشبيه دادن اين استخلاف باستخلاف موسى هارون را در وقت سفر خود بجانب طور و معنى بعدى اينجا غيريست چنان كه در آيه
فَمَنْ يَهْدِيهِ مِنْ بَعْدِ اللَّهِ
گفتهاند نه بعديت زمانى زيرا كه حضرت هارون بعد از حضرت موسى باقى نماندند تا ايشان را بعديت زمانيه ثابت بشود و از حضرت مرتضى آن را استثنا كنند پس حاصل اين ست كه حضرت موسى در ايام غيبت خود حضرت هارون را خليفه ساخته بودند و حضرت هارون از اهلبيت حضرت موسى بودند و جامع بودند در نيابت نبوت و اصالت در نبوّت و حضرت مرتضى مثل حضرت هارونست در بودن از اهلبيت پيغامبر و در نيابت نبوّت بحسب احكام متعلقه بحكومت مدينه نه در اصالت نبوّت پس از اين حديث فضيلت مرتضى مفهوم شد از جهت حاكم ساختن بر مدينه و استحقاق او حكومت را و تشبيه به پيغامبرى نه افضليت بر شيخين الخ و فاضل رشيد در ايضاح