انه لا يدخل النار منهم أحد [ 1 ] ] .
ابن تيميه در اين عبارت سراسر خسارت ادعاى اتفاق اهل معرفت حديث بر كذب فقرهء
« اللَّهمّ وال من والاه »
نموده ، پس قرينهء معنايى كه شاهصاحب در اثبات آن اهتمام دارند ، حسب مزعوم ابن تيميه منتفى باشد .
و نيز ابن تيميه ( معاذ اللَّه ) بر وضع اين فقره استدلال مىكند به آنكه اين دعا مجاب نيست ، و در وجه عدم اجابت آن ، مقاتلهء صنفى از صحابه با آن حضرت ، و قتل أبو الغادية كه از سابقين اولين ( حسب مزعوم سنيه ) بود ، عمار بن ياسر را ذكر مىكند ، و بزعم عدم دخول مقاتلين جناب أمير المؤمنين عليه السّلام در نار استدلال مىكند بر بطلان اين دعا ! فانظروا معاشر المنصفين الى مثل هذا التعصب الفاحش المحير للافكار ! و تعوذوا باللّه من العناد المورث للنار .
قوله : [ و اگر « مولى » بمعنى متصرف في الامر ، يا مراد از « أولى » أولى به تصرف مىشد ، توقع اين بود كه مىفرمودند كه : بار خدايا دوست دار كسى را كه در تصرف او باشد ، و دشمن دار كسى را كه در تصرف او نباشد [ 2 ] ] .
أقول : توقع اين توقع از شاهصاحب نبود كه با اين همه جلالت و تبحر بسبب عدم تصرف فهم ، ذكر « تصرف » در دعا در صورت اراده متصرف في الامر يا أولى به تصرف لازم دانستهاند ، حال آنكه ظاهر است كه مجرد بودن كسى در تصرف امام بر حق ، مستلزم ثبوت اطاعت و حقيقت او
هامش
[ 1 ] منهاج السنة ج 4 / 16 .
[ 2 ] تحفهء اثنا عشرية : 329 .