ذكر نموده ، فرموده .
و از طرائف امور اين است كه شاهصاحب و اسلاف متعصبينشان از حمل حديث بر امامت بهول و خوف ظهور بطلان امامت ثلاثة چنين ابا و تحاشى دارند ، و حمل آن بر ايجاب محبت جناب امير المؤمنين عليه السّلام مىكنند ، و گمان كردهاند كه بحمل آن بر ايجاب محبت جان بسلامت از اتجاه اشكالات خواهند برد ، حال آنكه به ثبوت وجوب محبت جناب امير المؤمنين عليه السّلام ازين حديث نيز اشكالات عظيمه بر حضرات سنيه برپا مىگردد ، كه هر گاه جناب رسالتمآب صلى اللَّه عليه و آله در مجمع كثير روبروى هزاران صحابه محبت آن جناب واجب كرده ، و آن را مثل محبت خود مفروض فرموده ، پس حضرت عائشه و طلحتين و اتباعشان و معاويه و احزاب او چگونه بر محاربهء آن حضرت جسارت كردند ، و علم عناد و شقاق و مخالفت و معاندت آن جناب افراشتند ، پس ثبوت ايجاب محبت جناب امير المؤمنين عليه السّلام مثل ثبوت نص بر خلافت هادم اساس واهى مذهب سنيه در اعتقاد عدالت كل صحابه و اعتقاد غايت عظمت و جلالت طلحتين و عائشه و احزابشان ، و اعتقاد استحاله كتمان نص بر صحابه است .
و شاه ولى اللَّه در رسالهء « قرة العينين بتفصيل الشيخين » مىفرمايد :
[ و يروى في حديث عمرو [ 1 ] بن العاص حين قال رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله و « ابوها » يعنى حديث عمرو : انه سأل رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله : من أحب الناس إليك ؟ قال :
عائشة . قلت : من الرجال ؟ ، قال : أبوها ، قلت : يا رسول اللَّه فأين علي ؟ ، فالتفت الى أصحابه ، فقال : ان هذا يسألني عن النفس .
و اين زيادت باطله است ، در روايت هيچيك از ثقات يافته نشده ،
هامش
[ 1 ] عمرو بن العاص : بن وائل السهمي الهالك بالقاهرة سنة ( 43 ) ه .