است بغايت جليل و عظيم كه ابن تيميه آن را از خصائص نبوت گردانيده و از شأن خلافت هم آن را بالاتر دانسته ، و وجهش آن است كه چون عند التأمل اولويت به هر مؤمن از نفس او مقتضى عصمت است ، غير معصوم را اين مرتبه حاصل نمىتواند شد ، لهذا ابن تيميه آن را از خصائص نبوت گردانيده ، و نزد اهل حقّ چون عصمت ائمه عليهم السّلام متحقق است ، و دلائل قاطعه و براهين ساطعه بر آن دلالت دارد .
پس ثبوت اين مرتبه براى جناب امير المؤمنين عليه السّلام اصلا محل اشكال نخواهد شد ، بلكه در حقيقت اين كلام ابن تيميه دليل عصمت جناب امير المؤمنين عليه السّلام است ، زيرا كه از بيانات سابق و لاحق قطعا بر تو ثابت مىشود كه اولويت به هر مؤمن از نفس او براى جناب امير المؤمنين عليه السلام ثابت است ، پس عصمت آن حضرت هم ثابت گردد بلا ريب .
فللَّه الحمد كه صحت معنايى كه اهل حقّ براى آيهء :
النَّبِيُّ أَوْلى بِالْمُؤْمِنِينَ مِنْ أَنْفُسِهِمْ
ذكر مىكنند و كمال فظاعت و شناعت انكار مخاطب عمدة الاحبار از افادات اساطين محققين كبار و تحقيقات حذاق عالى تبار ، مثل واحدى ، و بغوى ، و زمخشرى ، و بيضاوى ، و خوئي ، و نسفى ، و نيسابورى ، و ابن تيميه ، و عراقى ، و عينى ، و قسطلانى ، و مناوى ، و على عزيزى ، و شربينى هويدا و آشكار گرديد .
اما بيان اين معنى كه فقرهء
« أ لست أولى بالمؤمنين من أنفسهم »
دليل است بر آنكه مراد از ( مولى ) همان معنى است كه مراد است از اين فقره : پس به چند وجه است :
اول : آنكه كمال الدين محمد بن عبد الواحد المعروف بابن الهمام [ 1 ]
هامش
[ 1 ] ابن الهمام : محمد بن عبد الواحد القاهرى المتوفى سنة ( 861 ) .