اما گمان ابن تيميه كه اگر تعذيب حارث واقع مىشد ، آيتى مىبود از جنس آيهء اصحاب فيل ، و بسبب وفور همم و دواعى بر نقل چنين أمر ، مىبايست كه آن را مردم بسيار نقل مىكردند :
پس مخدوش است به اينكه تمثيل تعذيب حارث بتعذيب اصحاب فيل محض تخديع و تسويل است ، چه تعذيب جماعهء كثير را كه باهتمام تمام براى تخريب كعبهء معظمه ، و محاربه و مقاتلهء خدمهء آن آمده بودند ، بر تعذيب يك كس قياس نتوان كرد ، كه بلا شبهه أمر اول از آن قبيل است كه بسبب توفر دواعى مشهور و متواتر مىشود ، بخلاف تعذيب شخص واحد كه توفر دواعى در نقل آن ممنوع است ، و الا لازم آيد بطلان جميع معجزات جناب سرور كائنات صلى اللَّه عليه و آله كه به حد تواتر نرسيده .
و نيز در نقل تعذيب حارث دواعى اخفاء بسبب تعصب مذهب موجود است ، بخلاف تعذيب اصحاب فيل ، فارتج باب القال و القيل .
و ادعاى ابن تيميه منكر بودن اسناد اين روايت ادعاى منكر است ، چه دانستى كه اين روايت را ابن عيينة بأسناد پدر خود از ائمهء طاهرين نقل كرده .
و اما تعليل ابن تيميه بطلان اين روايت را به اينكه از اين روايت ، اسلام حارث ثابت مىشود كه او بقبول مبانى خمسه اعتراف كرده ، و معلوم است بالضرورة كه كسى از مسلمين را در عهد جناب رسالتمآب صلى اللَّه عليه و آله عذاب نزول حجاره نرسيده ، پس از عجائب تعليلات و طرائف خزعبلات است زيرا كه .
اولا از اين روايت چنانچه اعتراف حارث بقبول مبانى خمسه ثابت مىشود ، همچنين كفر و ارتداد او هم ظاهر است ، كه ابا از قبول حكم
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 118
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص١١٨