چهارم : آنكه جناب رسالتمآب صلّى اللَّه عليه و آله علاوه بر تقرير ، صراحة استحسان اين اشعار فرموده كه بعد سماع آن ارشاد نموده :
« يا حسان لا تزال مؤيدا بروح القدس ما نافحت عنا بلسانك » كما في رواية محمد بن يوسف الكنجي و سبط ابن الجوزي .
و از اين ارشاد صراحة واضح است كه اين اشعار بذروهء قبول و استحسان سرور انس و جان صلّى اللَّه عليه و آله ما اختلف الملوان فائز گرديده ، و بتأييد روح القدس از زبان گوهرفشان حسان سر زده ، و مصداق منافحه از ذات عالي بركات سرور كائنات عليه و آله آلاف التحيات و التسليمات بوده .
پنجم آنكه : حسان اين اشعار را در مجمع عظيم صحابهء عدول انشاد كرده و همه تقرير كردند ، و اصلا ردي و انكاري بر آن نكردند .
پس باجماع جميع صحابه كه اهل لسان و اقحاح عرب اعيان بودند ، ثابت گرديد كه مراد از « مولى » در حديث غدير امام و هادى است . پس انكار حضرات سنيه بر اين معنى عين انكار بر جميع صحابهء حاضرين اين مجمع شريف است .
ششم : آنكه حضرات ثلاثه هم قطعا و حتما و جزما در اين مجمع عظيم حاضر ، و تهنيت شيخين بالخصوص بر حصول ابن مرتبهء عظمى براى جناب امير المؤمنين عليه السّلام منقول و مأثور ، پس احتمال غيبت اينها كما ذكر الكابلى ، و المخاطب في الجواب عن حديث الطير ، هيچ عاقلى بر زبان نمىتوان آورد ، و چون حضرات ثلاثه انكارى بر اين اشعار ننمودند ، با آنكه دأب حضرت ثانى جابجا تفوه باعتراض و ايراد بود ، و بلا ارتياب و امتراء ثابت گرديد كه نزد اين حضرات هم « مولى » در حديث بمعنى امام است ، و شبهات و احتمالات منكرين و جاحدين
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 322
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٣٢٢