شرف الدّين نجفى در معنى اين سوره گويد : بهطور مرفوع ، از عمرو بن شمر ، از جابر بن يزيد ، از حضرت ابو عبد اللّه صادق عليه السّلام روايت آمده است كه دربارهى قول خداى - عزّ و جلّ - : ( و سوگند به شب ؛ آنگاه كه ( همهجا را در پردهى سياه ) بپوشاند ) فرمود :
« ( مراد ) دولت ابليس ( لعنه اللّه ) است تا روز قيامت و آن روز قيام حضرت قائم عليه السّلام است « 1 » . ( و سوگند به روز ؛ هنگامى كه جهان را روشن سازد ) او قائم عليه السّلام است ؛ آنگاه كه بهپا خيزد و اينكه فرمود : ( و امّا كسى كه بخشيد و تقوى پيشه كرد ) ( يعنى ) خود را به حق سپرد و از باطل پرهيز كرد ، ( ما البتّه كار او را به آسانى خواهيم رسانيد ) يعنى به بهشت . ( و امّا آنكه بخل ورزيد ) يعنى از تسليم خود به حق بخل نمود و به جاى حق ، به باطل قناعت كرد ، ( و نيكى را دروغ دانست ) يعنى ولايت علىّ بن ابى طالب و امامان بعد از او - عليهم السّلام - را ، ( زمينهى رهسپار شدن به سختى را پيش رويش مىنهيم ) ( سختى ) يعنى آتش دوزخ .
اينكه فرموده است : ( همانا هدايت بر عهدهى ماست ) مراد اين است كه على عليه السّلام همان هدايت است ، ( و همانا ملك آخرت و دنيا از آن ماست ) .
( من شما را از آتش شعلهور ترسانيدم ) - فرمود : - [ او ] حضرت قائم عليه السّلام است ؛
هامش
( 1 ) . از مهمترين ويژگىهاى بارز شب ، تاريكى آن است و از مهمترين خصوصيّات روز روشنايى و درخشندگى آن . براى هرچيز ناخوشآيندى ، بهطور كلّى ، كلمهى ظلمت ( - تاريكى ) را به كار مىبرند ؛ مانند : جهل و شرك و فسق . همچنين براى همهى امور خوشآيند و محبوب ، از قبيل علم و توحيد و ايمان ، واژهى نور اطلاق مىگردد و چون امام ظاهر آشكار ، منبع و سرچشمهى انوار هدايت و خيرات است ، وقتى حكومت ظاهرىاش نباشد و مردم نتوانند از آثار آن بهرهمند شوند ، دنيا بر آنان بهسان شب تاريك مىشود و تاريكىهاى مشكلات و ناراحتىها ايشان را مىپوشاند و با ظهور امام عليه السّلام ، تمام آثار كجىها و مفاسد از بين مىرود . گويى امام صادق عليه السّلام از همين جهت ، عدم حكومت ظاهرى امير المؤمنين و اولاد طاهرينش عليهم السّلام را به منزلهى شب تاريك دانستهاند كه در آن نشانههاى دين مقدّس از بين رفته و هواهاى نفسانى و گمراهكننده بر مسلمين سايه افكنده است و ظهور حضرت مهدى عجّل اللّه تعالى فرجه را به روز روشن تشبيه فرمودهاند كه هرگاه فرا رسد ، تاريكى و تيرگى شب را با نور و ضياى خود مىزدايد .