ثمّ قال صلوات اللّه عليه و آله : ( و ) الحسن و الحسين إماما أمّتي بعد أبيهما ، و سيّدا شباب أهل الجنّة ، و أمّهما سيّدة نساء العالمين ، و أبوهما سيّد الوصيّين ، و من ولد الحسين تسعه أئمّة تاسعهم القائم عليه السّلام من ولدي ، طاعتهم طاعتي و معصيتهم معصيتي ، إلى اللّه أشكو المنكرين لفضلهم و المضيّعين لحقّهم « 1 » بعدي ، و كفى باللّه وليّا ، و كفى باللّه نصيرا « 2 » لعترتي و أئمّة أمّتي و منتقما من الجاحدين لحقّهم ،
وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ
. » « 3 »
ابن بابويه گويد : محمّد بن على ماجيلويه رضى اللّه عنه حديثام داد ، گفت :
علىّ بن ابراهيم ، از پدرش ، از علىّ بن معبد ، از حسين بن خالد ، از حضرت علىّ بن موسى الرّضا عليه السّلام از پدرش ، از پدرانش عليهم السّلام حديثمان داد ، كه آن حضرت فرمود :
« رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم فرمودند : هركس دوست مىدارد به دين من دست يازد و پس از من بر كشتى نجات قرار گيرد ، بايد كه به علىّ بن ابى طالب عليه السّلام اقتدا كند و با دشمنش دشمنى و با دوست او دوستى نمايد ؛ زيرا كه او ( خليفهى من و ) وصىّ من و جانشين من بر امّتم در زندگانىام و پس از وفات من است . اوست امير هر مسلمان و امير هر مؤمن بعد از من ؛ گفتهاش گفتهى من و امرش امر من و نهى او نهى من است .
پيرو او پيرو من و يارىكنندهاش ياور من و خواركنندهاش خواركنندهى من است .
سپس رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله و سلم فرمود : هركس بعد از من از على جدا شود ، روز قيامت مرا نخواهد ديد . من نيز او را نخواهم ديد و هركه با على مخالفت نمايد ، خداوند بهشت را بر وى حرام فرمايد و عاقبتش را جهنّم قرار دهد [ و بد جايگاهى است ] و هر آنكه على را يارى ندهد ، خداوند او را يارى ندهد ؛ روزى كه بر خداوند عرضه شود و هركس على را نصرت دهد ، خداوند او را نصرت فرمايد ؛ روزى كه او را ملاقات كند و به هنگام سؤال و جواب ، ( برهان و ) دليلش را به وى تلقين فرمايد .
هامش
( 1 ) . در مأخذ : لحرمتهم .
( 2 ) . در مأخذ : وليّا و ناصرا .
( 3 ) . كمال الدّين 1 : 260 [ - 261 ( باب 24 ، ح 6 ) ] .