« لا ترووه « 1 » عنّي و ارووه « 2 » عن أبي ، كان أبي يقول : هو في كتاب اللّه :
إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَيْهِمْ مِنَ السَّماءِ آيَةً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعِينَ
فيؤمن أهل الأرض جميعا للصّوت [ الأوّل ] ، فإذا كان من الغد صعد « 3 » إبليس اللّعين حتّى يتوارى [ من الأرض ] في جوّ السّماء ثمّ ينادي : ألا إنّ عثمان قتل مظلوما فاطلبوا بدمه ، فيرجع من أراد اللّه عزّ و جلّ به شرّا « 4 » و يقولون : هذا سحر الشّيعة و حتّى يتناولونا و يقولون : هو من سحرهم ، و هو قول اللّه عزّ و جلّ :
وَ إِنْ يَرَوْا آيَةً يُعْرِضُوا وَ يَقُولُوا : سِحْرٌ مُسْتَمِرٌّ
. » « 5 »
هم از اوست كه گويد : احمد بن محمّد بن سعيد خبرمان داد ، وى گفت : قاسم بن محمّد بن حسن بن حازم حديثمان داد ، گفت : عبيس بن هشام ناشرى حديثمان داد ، از عبد اللّه بن جبله ، از عبد الصّمد بن بشير ، از حضرت ابو عبد اللّه جعفر بن محمّد صادق عليه السّلام در جواب عمارهى همدانى كه پرسيده بود : أصلحك اللّه « 6 » ! مردم ( مخالف ) ما را سرزنش مىكنند و مىگويند : شماها مىپنداريد صدايى از آسمان خواهد بود ؟
آن حضرت فرمود : « آن را از من نقل مكنيد ؛ از پدرم نقل كنيد . پدرم چنين مىفرمود : اين در كتاب خداست : ( اگر بخواهيم ، از آسمان آيتى فرود آوريم كه گردنهايشان براى آن به حالت خضوع ماند ) پس اهل زمين همگى نسبت به صدا [ ى اوّل ] ايمان مىآورند و چون فرداى آن روز شود ، ابليس لعين به آسمان رود تا اينكه [ از ( چشم ) زمينيان ] مخفى گردد . سپس بانگ مىزند : آگاه باشيد كه عثمان مظلوم كشته شد . پس برايش خونخواهى كنيد . آنگاه هركس كه خداوند - عزّ و جلّ - شرّى برايش خواسته ، ( از اعتقاد صحيح ) برگردد و گويند : اين جادوى شيعه است و نسبت به ما نيز بدگويى
هامش
( 1 ) . [ در مأخذ : لا ترو . ]
( 2 ) . [ در مأخذ : و اروه . ]
( 3 ) . [ در متن : صوّت . ]
( 4 ) . [ در مأخذ : سوءا . ]
( 5 ) . كتاب الغيبة : 261 - 262 [ باب 14 ، ح 20 ] .
( 6 ) . [ رك . توضيح پاورقى ص 335 . ]