از اوست كه گويد : حديثمان داد يوسف بن يعقوب ، از محمّد بن ابى بكر مقرى ، از نعيم بن سليمان ، از ليث ، از مجاهد ، از ابن عبّاس كه دربارهى فرمودهى خداى - عزّ و جلّ - : ( تا او را بر همهى دين ( و تمامى كيشها ) آشكار سازد ؛ هرچند كه مشركان اين امر را اكراه دارند ) گفت :
چنين نخواهد بود تا وقتى كه يهودى و ترسايى و پيرو هيچ كيشى نماند مگر اينكه به اسلام گرايش يابد تا جايى كه گوسفند و گرگ و گاو و شير و آدمىزاد و مار ( از گزند يكديگر ) در امان شوند [ و ] تا جايى كه موش انبانى را نجود و تا آنجا كه جزيه برداشته و صليب شكسته شود و خوك كشته گردد و همين است كه خداى - تعالى - فرمايد : ( تا او را بر همهى دين ( و تمامى كيشها ) آشكار سازد ؛ هرچند مشركان اين امر را اكراه دارند ) و اين هنگام قيام حضرت قائم عليه السّلام خواهد بود .
[ 60 ] محمّد بن يعقوب ، عن عليّ بن محمّد : عن بعض أصحابنا ، عن ابن محبوب ، عن محمّد بن الفضيل ، عن أبي الحسن الماضي عليه السّلام . . . قلت :
هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى وَ دِينِ الْحَقِّ
.
قال : « هو أمر اللّه و رسوله « 1 » بالولاية لوصيّة ، و الولاية هي دين الحقّ . »
قلت :
لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ
؟ قال :
« يظهره على جميع الأديان عند قيام القائم عليه السّلام . » « 2 »
محمّد بن يعقوب كلينى : از علىّ بن محمّد ، از برخى اصحابمان ، از ابن محبوب ، از محمّد بن الفضيل ، از حضرت ابو الحسن الماضى ( امام كاظم عليه السّلام ) آورده است كه : راوى گويد : عرضه داشتم : ( اوست خدايى كه رسولش را با هدايت و دين حق فرستاد ) ( چه تفسير دارد ؟ )
فرمود : « آن امر خداوند و رسول اوست به ولايت براى وصىّاش و ولايت
هامش
( 1 ) . در مأخذ : هو الّذي أمر رسوله .
( 2 ) . كافى 1 : 432 [ كتاب الحجّة ، باب فيه نكت و نتف . . . 108 ، ح 91 ] .