عبد اللَّه بن سليمان بن الاشعث السجستاني أبو بكر الحافظ الثقة صاحب التصانيف ، وثقه الدارقطني فقال : ثقة الا انه كثير الخطاء في الكلام على الحديث . [ 1 ] ( و نيز از عبارت ذهبى در « سير النبلاء » ظاهر است كه ابو احمد بن عدى ابن أبى داود را در كتاب « كامل » ذكر كرده و افاده كرده : كه اگر ما شرط نمىكرديم كه ذكر كنيم هر كسى را كه تكلم كردهاند در او ذكر نمىكرديم او را يعنى ابن أبى داود را ، و بعد او تمهيد اين اعتذار معجب اولى الابصار ، طريق كشف اسرار و هتك استار و اظهار عوار آن عمدة الكبار پيموده ، و تصريح نموده به آنكه تكلم كرده است در او پدر او يعنى ابو داود صاحب « سنن » .
و نيز از كلامش ظاهر است كه تكلم كرده است در ابن أبى داود پدرش و ابراهيم ابن اورمه .
و نيز افاده كرده : كه منسوب شده ابن أبى داود در ابتدا به چيزى از نصب ، يعنى بغض و عداوت جناب امير المؤمنين عليه السّلام كه افحش ضلالات و اقبح جهالات است .
و نيز از افادهء صاحب كامل ظاهر است كه ابن الفرات نفي و اجلا كرده ابن أبى داود را از بغداد ، يعنى ابن الفرات چون مطلع بر خبث عقيدت و فساد سريرت او گرديده ، او را لائق اقامت دار اسلام و بلد علماى كرام ندانسته ، از دار اسلام بغداد اجلاء كرد ، و در ايذاء و ايلام و اهانت آن رئيس النواصب و حمايت جانب أطايب كوشيد .
و نيز ابن عدى از عبدان نقل كرده كه او گفته : كه من شنيدم ابو داود را كه مىگفت : از بلاء آنست كه عبد اللَّه طلب مىكند قضا را .
هامش
[ 1 ] ميزان الاعتدال ج 2 ص 433