تخطي إلى المحتوى الرئيسي

عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
خود و كذب ابن أبى داود و اصحاب او در اين نسبت بىاصل و تألم خود از عدوان و طغيانشان در اين كذب و هزل ظاهر ساخت . پس هر گاه مبالغه و افراط ابن أبى داود در كذب و افتراء و بغض و عناد و عداوت و لداد اساطين امجاد و اراكين نقاد به اين مثابه رسد ، كه يحيى بن صاعد را بكذب و تهمت و دروغ بىفروغ شيخ زيف نام گذارد ، و بر آن اكتفاء نكرده او را كذاب على رسول اللَّه صلى اللَّه عليه و آله و سلم قرار دهد ، و بمحمد بن جرير طبرى مجازفة و عدوانا و كذبا و بهتانا بدعت منسوب سازد ، و خلقى كثير را از همج رعاع كه اتباع و اشياع او بودند نيز بر كذب و بهتان و بغض و شنآن طبرى و الا شأن بردارد ، فسق و فجور و كذب و زور آن رئيس الصدور ظاهر شد بغايت وضوح و ظهور
( وَ مَنْ لَمْ يَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُوراً فَما لَهُ مِنْ نُورٍ )
. و عجب كه امام رازى ، و بتقليد او ديگر اساطين سنيه ، بقدح و جرح چنين كاذب و مفترى در حديث غدير ، بمقابله اهل حق تمسك مىنمايند ، و اصلا مبالات نمىكنند كه آخر اهل انصاف ، بملاحظه چنين تغافل و تساهل ، در حق اين حضرات چه خواهند گفت . و از ارشاد رئيس المحدثين دارقطنى كه ذهبى در « سير النبلاء » نقل كرده ظاهر است كه او تصريح كرده : به آنكه ابن أبى داود كثير الخطاء است در كلام بر حديث . پس كلام ابن أبى داود در باب حديث غدير هم از همين باب كثرت خطاء ، و بعيد از صواب و غير قابل التفات و اصغاء باشد ، و ذهبى در « ميزان الاعتدال » هم تصريح دارقطنى بكثرت خطاء ابن ابي داود ذكر كرده چنانچه گفته ) :
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 185 | السيد مير حامد حسين الهندي