يعنى ابن اسحاق كذاب است ، گفتم بوهيب چه چيز دانا كرد ترا ؟ گفت وهيب كه گفت براى من مالك : كه گواهى مىدهم بدرستى كه او كذاب است ، گفتم به مالك : چه چيز دانا كرد ترا ؟ گفت مالك : كه گفت براى من هشام بن عروة : بدرستى كه او كذاب است ، گفتم بهشام ، چه چيز دانا كرد ترا ؟ گفت هشام : كه تحديث كرد او از زن من الحديث .
و نيز ابو الفتح تصريح كرده به آنكه كلام در ابن اسحاق بسيار است .
و از خطيب نقل كرده كه او گفته : كه احتجاج كردهاند بروايت ابن اسحاق در احكام قومى از اهل علم و اعراض كردهاند از آن ديگران .
و مخفى نماند كه ابو الفتح در « عيون الاثر » بعد نقل اين همه مطاعن و مثالب محمد بن اسحاق جواب اكثر آن نوشته : حيث قال : ذكر الاجوبة عما رمى به الخ [ 1 ] .
و اين اجوبه بعد تسليم ما را مضرتى نمىرساند ، زيرا غرض نه اين است كه باجماع سنيه محمد بن اسحاق مقدوح و مجروح است ، بلكه غرض صرف همين است كه نزد جمعى از ائمه سنّيه ابن اسحاق مطعون و مجروح است ، و آن از ما ذكر ثابت و متحقق است .
و نيز هر گاه اين همه تصريحات و تنصيصات ائمه عالى درجات در قدح و جرح ابن اسحاق لائق اصغاء و التفات نباشد .
پس اعراض ابن اسحاق و غير او از نقل حديث غديران سلم كى لائق التفات است ، و همچنين قدح و جرح بعض متعصبين در حديث غدير كى قابل اعتناء است .
و قدح و جرح جمعى از ائمه سنيه در ابن اسحاق از ديگر كتب و اسفارهم
هامش
[ 1 ] عيون الاثر ج 13 ط دار الجيل - بيروت .