از او در رى بيست مجلس را .
و مفضل بن غسان گفته : كه حاضر شدم نزد يزيد بن هارون و او تحديث مىكرد ببقيع و نزد او مردمان بودند از اهل مدينه كه مىشنيدند از او تا آنكه تحديث كرد يزيد بن هارون ايشان را از محمد بن اسحاق پس باز ماندند و گفتند كه تحديث مكن ما را از او ما داناتريم به او ، پس يزيد محاوله ايشان مىكرد ، پس قبول نكردند ، پس بازماند يزيد .
و ابو داود گفته : كه شنيدم احمد بن حنبل را كه ذكر مىكرد محمد بن اسحاق را ، پس گفت : كه بود او مردى كه مىخواست حديث را پس مىگرفت كتب مردم را و مىنهاد آن را در كتب خود .
و ابو عبيد اللَّه گفته : كه آمد محمد بن اسحاق بسوى بغداد ، پس مبالات نمىكرد كه از كدام كس حكايت مىكرد از كلبى و غير او .
و نيز گفته : كه او حجت نيست .
و فلاس گفته : كه بوديم نزد وهب بن جرير ، پس برگشتيم از نزد او پس گذشتيم بيحيى قطان ، پس گفت يحيى : كه كجا بوديد ؟ گفتيم كه بوديم ما نزد وهب ابن جرير مىخوانديم بر او كتاب مغازى از پدر وهب از ابن اسحاق ، پس گفت يحيى قطان كه باز مىگرديد از نزد وهب بكذب كثير .
ابن ابى حاتم ابن اسحاق را ضعيف دانسته
و ابن أبى حاتم گفته : كه او قوى نيست ، ضعيف الحديث است .
و سليمان تيم گفته : كه كذاب است .
و يحيى قطان گفته : كه ترك نكردم حديث او را مگر براى خدا ، گواهى مىدهم بدرستى كه او كذاب است .
و يحيى بن سعيد گفته : كه گفت براى من وهيب بن خالد بدرستى كه او