به روى زنان آرند ، و هر كرا مال باشد اصيل و شريف و عالم و شيخ و دنيا دار هموار خوانند ، سادات را به غير مال در آن زمانه چگونه معتقد شوند .
« في المشارق » : « بادروا بالاعمال كقطع الليل المظلم ، فيصبح الرجل مؤمنا و يمسي كافرا ، يبيع دينه بعرض من الدنيا »
حاصله : بيايد زمانه چون شب تاريك ، سادات را در شب تاريك كجا شناسند ، هر آينه روز را مسلمان خيزند ، و در شب كافر شوند ، و براى عرض دنيا علماء و شيوخ دين را فروشند ، و دين در حب خاندان است ، چنانچه در جلوهء ثالثه از هدايهء ثانيه باز نمودم .
« و في المشارق » : « ان اللَّه لم يرفع العلم ، و لكن لم يترك العلماء حتى اتخذ الناس رؤساء جهالا ، فأفتوا به غير علم فضلّوا و أضلّوا »
حاصله :
بيايد زمانهء كه علماء نمانند تا آنكه مردمان پيران و مهتران سازند جاهلان را و فتوى دهند در ظلم و تعدى ، و اهانت سادات ، و ستادن رشوه و باج ، و بغى و سفك و فتنه ، خود نيز گمراه شوند ، و ملوك و سلاطين و ديگران كه كم دانشاند ايشان را نيز گمراه كنند ، و سخن بمزاج سلاطين و ملوك گويند ، آن روز مسلمان زاده بر مسلمانى نمانده .
« في الدرر » : « سيأتي زمان لا يلد المؤمن مؤمنا ، »
يعنى بيايد بر مردمان زمانهء كه فرزند مسلم مسلم نشود ، يعنى هيچ رعايت فرزند رسول نگاه ندارد ، پس اگر در اين وقت فرزند نزاييد جائز باشد .
في « الخانية » : « إذا عزل الرجل خوفا من ولد السوء لفساد هذا الزمان فهو جائز ، »
ظاهر قال در دعوى ايمان ، و حال در ايذا و اهانت خاندان .
في « المدارك » : « سيأتي زمان يقرءون من القرآن ، و يصلون ، في المساجد
عبقات الأنوار في إمامة الأئمة الأطهار ( فارسي ) — صفحة 264
مساهمون: السيد مير حامد حسين الهندي
ص٢٦٤