معاد جسمانى معتقد شوند ، به خصوص آن كه برخى از اين جماعت ، بر امتناع معاد جسمانى و عود روح به ابدان برهان اقامه نمودهاند . و اصولا بنابر طريقهء اين اكابر و بر طبق آنچه در فلسفهء خود تقرير نمودهاند و اركان آن را استوار ساختهاند ، عود ارواح بعد از رجوع به ملكوت وجود و گرديدن نفوس ، عقل محض و ورود در سلك ملائكهء مجرده ، از محالات و امتناع آن از بديهيات است . و بايد دانست كه حشر اجساد به برخى از نفوس اختصاص ندارد و مطابق نصوص كتاب و سنت ، معاد جسمانى براى كليهء افراد بشر ثابت است . اين اعاظم وقتى مىتوانند در معاد جسمانى مقلد باشند كه امكان آن ، محرز و دليلى بر امتناع آن اقامه نشده باشد ، لذا آنچه در اين باب گفتهاند ، به عقيدهء حقير براى فرار از تكفير و چه بسا براى حفظ جان خود ، از آنچه كه برهان بر امتناع آن اقامه نمودهاند به ظاهر عدول كردهاند و مع ذلك در زمان حيات و بعد از ممات ، آنها را تكفير نمودهاند .
و تحرير كثيرى از قواعد فلسفى و اظهار مبانى عقلى ، موجب دربدرى ساليان متمادى و ابتلا به مصائب بيشمار بود [ 1 ] .
شرح
[ 1 ] . معاد جسمانى ، يكى از امهات مباحث اعتقادى است . حكماى دوران اسلامى براى اين مسأله اهميت زيادى قائلند و فوق العاده آن را مهم دانستهاند . يكى از علل مهم شمردن معاد آن است كه هيچ شريعتى به اندازه شريعت محمدى - عليه آلاف التحية و الثناء - در معاد جسمانى پافشارى ندارد .
در قرآن ، آيات زيادى به حشر اجساد و معاد نفوس و ابدان ناظر است . هيچ كتاب آسمانى مانند قرآن مجيد مورد توجه محققان حكما قرار نگرفته است . اهميت و عظمتى كه فلاسفه و حكماى اسلامى براى كتاب آسمانى خود قائلند و توجهى كه فلاسفهء اسلامى نسبت به كتاب آسمانى خود - قرآن - دارند ، با احترامى كه حكماى اقوام ديگر نسبت به كتب آسمانى خود قائلند قابل مقايسه نمىباشد . در مقام تعقل در آيات قرآن به خصوص آيات مربوط به معاد ، انسان يك قسم خضوع و احترام قهرى و ذاتى در خود احساس مىنمايد . درك مطالب اين كتاب عظيم و فهم احاطهء آن نسبت به مباحث عاليهء فن ربوبى در عين سهولت بىنهايت غامض است .
آيات بينات وارد در معاد ، چنان جامع الأطراف و حاوى عالىترين تحقيقات و دقايق - از قبيل وجوه فرق بين عالم آخرت و عالم دنيا و تقسيم محشورين به اصناف مختلف و تعلق ثواب و عقاب به افعال