مبدأ تخيّل ، به تبع نفس قواى جزئى نفس ، به واسطهء مادى بودن اين قوا باقى [ 1 ] و دائم نخواهند بود [ 2 ] .
برخى از محققان از متأخران حكما و فلاسفه گويند كه : حكماى اسلامى بلكه جميع متألّهان از حكما قائل به دو معادند ، جسمانى و روحانى ، ليكن در معاد جسمانى مقلدند و به تصديق انبياء [ 3 ] اكتفا نمايند و تصحيح اين معاد به استقلال عقل نتوانند ، اگر چه برخى ، از جمله ، حكيم فاضل سيد احمد علوى ، محشى شفا در برخى از كلمات خود تصريح نموده است كه اعاظم از حكما در مواردى ، وجوهى را جهت امكان تحقق وقوع حشر اجساد ، تقرير نمودهاند .
به عقيدهء نگارنده ، روى مبانى و بر طبق قواعد مقرر در مسفورات حكماى مشاييه بلكه اشراقيه ، عود ارواح به ابدان دنيوى امكان ندارد . و ممكن نيست حكيمى محقق نظير شيخ و فضلاى از حكما و اتراب و اتباع او به حشر اجساد و
شرح
[ 1 ] . همان طورى كه در مقام مناقشه بر مبناى شيخ اشراق و ابطال عقيده وى در ابصار گفتيم ، بنابر مادى بودن خيال متصل و مقيّد و عدم تجرد قوهء جزئى نفس مدرك جزئيات ، امكان ندارد نفس ، در عالم مثال اكبر حقايق موجود در عالم ماده را به ادراك حضورى ، و شهود اشراقى ادراك نمايد . و نفس بدين جهت حقايق موجود در عالم ماده را به صور جزئى مثالى ادراك مىنمايد كه خود در باطن وجود ، داراى عالمى مثالى و برزخى است . و از باب لزوم تطابق و وجوب مطابقت بين قوس نزول و صعود ، قوهء خيال ، مجرد برزخى است و بعد از مشاهدهء حقايق جزئى و ادراك امور خارجى به وساطت حواس ظاهره ، صورى را در صقع داخلى خود بر طبق خارج ايجاد مىنمايد . و معلوم بالذات به جهت جزئى نفس قائم است به قيام صدورى و نفس ، جميع صور موجود در عالم خود را ايجاد مىنمايد . و جهات ادراكى نفس نسبت به مدركات خود به فاعل اشبه است از قابل .
[ 2 ] . رجوع شود به مقدمه و حواشى نگارنده به رسالهء نوريهء مثاليه . حقير در مباحث بعد ، بعد از تقرير مسلك شيخ اشراق در معاد ، به ابطال مسلك اين حكيم نحرير مىپردازد .
[ 3 ] . صاحب شوارق ، حكيم نحرير ملا عبد الرزاق لاهيجانى در گوهر مراد و فيلسوف فاضل سيد احمد محشى شفا تلميذ و داماد فيلسوف اعظم مير محمد باقر داماد - قدس اللّه ارواحهم - در حواشى بر كتاب شفاى ابن سينا ( رض ) به اين قول تصريح نمودهاند .